‏نمایش پست‌ها با برچسب اردوغان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اردوغان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ تیر ۲۷, یکشنبه

چرا جریان گولن در کودتا شکست خورد؟

کودتای نافرجام 15 ژوئیه را نمی شود فارغ از ساختار شبکه‌ای بسیار خاص جریان گولن، روش عضوگیری رازنگهدارانه آن و اختلافات میان جریانات اسلامگرا در درون ترکیه در چهار دهه گذشته فهمید.

از سالها قبل میان جریان اسلامگرای نگاه ملی (ملی گوروش) به رهبری اربکان که عدالت و توسعه اردوغان از دل آن برآمدند، و جریان نورچی گولن اختلافات مهمی در جهان بینی وجود داشته و یکدیگر را رقیب هم می دانسته اند. این اختلافات با ماجرای پرونده رشوه و پولشویی 17 دسامبر سرباز کرد، ولی کودتای پریشب که ظاهرا نظامیان وفادار به گولن آنرا سازماندهی کرده بودند، اوجش بود. عامل شکست جریان گولن در این سالها نخبه گرایانه بودن آنست؛ اینکه نهایتا با 3-4 درصد مردم ترکیه ارتباط دارد. برخلاف اردوغان که حزب رسمی دارد، مستقیم و شفاف با عامه مردم سخن می گوید، و در صورت لزوم آنها را در خیابان در پشتیبانی خود بسیج می کند. همین ارتباط آشکار و مستقیم با مردم راز پیروزی اردوغان بر حریف اسلامگرای دیگر است. جریان گولن چون ارتباط مستقیم با مردم ندارد در این سالها کوشیده از طریق حرکت دادن مهره‌های خود (قبلتر در میان قضات و اینبار آخر در ارتش) بازی کند، و همین سبب شده هربار شکست بخورد.

۱۳۹۵ اردیبهشت ۶, دوشنبه

روانشناسی سیاسی؛ بحثی در نمونه ترکیه با نظر به یک مسابقه تلویزیونی

 توضیح- این مطلب در اندیشه زمانه منتشر شده است
---------

کسانی که برنامه‌های شبکه‌های تلویزیونی ترکیه را تعقیب می‌کنند می‌دانند که یکی از پربیننده‌ترین این برنامه‌ها، که در نظر نرخ بازدید کننده[1] هفتگی در صدرها قرارداد، مسابقه‌ای است به نام “سوروایور” (Survivor) [2] که در کانال هشت (TV8) پخش می‌شود. با رشد اقتصادی کشور در یکی دو دهه اخیر، شبکه‌های تلویزیونی خصوصی هم در ترکیه رشد بسیاری داشته‌اند و در این میان کانال‌هایی که تخصص اصلی شان تولید مسابقه و سریال و سرگرمی است با اقبال بسیار روبرو شده‌اند. محبوبیت سریالهای ترکیه در ایران بر کسی پنهان نیست، آنهم علی‌رغم اینکه دوبله این سریال‌ها به فارسی معمولا کیفیت نسخه ترکی را ندارد، و گاهی سریال‌ها را به کاریکاتوری از اصلشان بدل می‌کند. در سالهای اخیر کانال هشت با مدیریت آجون ایلیجالی[3] توانسته است به خاطر کیفیت برنامه‌ها، مدیریت خوب، و توجهش به مذاق مخاطب، به یکی از پربیننده‌ترین کانالهای تلویزیونی ترکیه در حوزه سرگرمی بدل شود. جز سوروایور که بررسی و نقدش موضوع این نوشتار است، یکی از محبوبترین مسابقات این شبکه مسابقه موسیقی “او سس تورکیه”[4] است، که معادل ایرانی آنرا می‌توان مسابقه “استیج” شبکه من و تو دانست که در میان ایرانیان طرفداران بسیاری داشت.

شخصیت پرطرفدار مسابقه “سوروایور” تیپی است مثل اردوغان و به بیان ایرانی احمد‌ی‌نژاد.
سوروایور حدود نه سال است که با تولید و مجریگری شخص آجون ایلیجالی با کیفیت بالا تهیه می‌شود (همه در ترکیه او را به اسم آجون می‌شناسند).[5] با گذشت هر سال سوروایور توانسته است بینندگان بیشتری را در ترکیه به پای تلویزیون بکشد، آنهم برای پنج روز هفته با حدود سه ساعت پخش هربار، که یک ساعت آن به تبلیغات میان برنامه اختصاص دارد. جز خود مسابقه که میان ساعات هشت و نیم تا یازده و نیم شب پخش می‌شود − یعنی ساعاتی که بیشترین افراد پای تلویزیون هستند − دو برنامه آرامیزدا کالماسین[6] و سوروایور پاناروما[7] صبح و بعد از ظهر به تحلیل قسمتهای قبلی مسابقه می‌پردازند، و در آنها از شرکت کنندگان قبلی مسابقه به عنوان کارشناس دعوت می‌شود. مسابقه در کشور دومینیک و سواحل کارائیب، با همکاری تیمی چندصد نفره و چندملیتی متشکل از کارکنان ترک، دومینیکی، آرژانتینی، و غیره…تولید و فیلمبرداری می‌شود (یعنی سِت فیلمبرداری آن دو زبانه است: ترکی و اسپانیولی). تنها بخش پایانی مسابقه که در آن قهرمان با رای نهایی مردم مشخص می‌شود در بخش قبرس ترکی برگزار می‌شود.
سوروایور تقریبا از بهمن ماه شروع می‌شود و تیرماه به پایان می‌رسد، یعنی تقریبا نیمی از سال بینندگان را پای تلویزیون می‌کشد. بسیاری روزنامه‌های پرتیراژ ترکیه در ستونهایی به صورت مرتب به اخبار و حواشی مربوط به این مسابقه و شخصیت‌های آن می‌پردازند. بسیاری شرکت‌کنندگان در این مسابقه یا اصطلاحا سلبریتی هستند، یا پس از شرکت در مسابقه مشهور و سلبریتی می‌شوند.

ساختار مسابقه

در طول این سالها به صورت آزمون و خطا، و با توجه به مذاق مخاطب، ساختار مسابقه به تدریج ارتقا یافته است. در آخرین ساختار بازی که در دو سه سال اخیر اجرا می‌شود، رای بینندگان که از طریق اس ام اس نقش بسیار مهمی در اینکه کدام شخصیت پیروز هفتگی شود دارد. بر این اساس می‌توان بر اساس شخصیتهایی که رای بالا را برای هفته‌های متوالی بدست می‌آورند، به نوعی به روانشاسی اجتماعی مردم هم دست یافت. از میان کسانی که هر هفته بالاترین رای را می‌آورند، یک نفر قهرمان می‌شود.
دو تیم “معروف‌ها”[8] (با نماد قرمز) و “داوطلب‌ها”[9] (با نماد آبی)، که در آغاز هرکدام ده عضو دارند، در دو جزیره در میان اقیانوس در شرایط بسیار سخت چون مواد غذایی بسیار محدود، سرپناه حداقلی، پوشاک محدود،… مبارزه می‌کنند و هر هفته یکی از میان اعضای تیم بازنده از جزیره خداحافظی می‌کند. کسی که بتواند تا مرحله مسابقه در قبرس باقی بماند و حذف نشود، قهرمان مسابقه خواهد شد. هر روز بازی معینی میان دو تیم معروفها و داوطلبها برگزار می‌شود که در این میان بازی ای که عنوانش “مصونیت” یا دوکونولمازلیک[10] است مهمترین مسابقه هفته است. جز بازی مصونیت، هر روز یک بازی باعنوان بازی “جایزه”[11] میان دو تیم برگزار می‌شود که جایزه آن معمولا غذا یا ارتباط با اعضای خانواده از طریق تلفن یا اینترنت است و با توجه به اینکه ارزاقی که هر هفته به صورت ثابت به هر تیم داده می‌شود بسیار ناچیز است، و شرکت کنندگان در مدت اقامت ارتباط بسیار حداقلی با دنیای بیرون دارند، افراد انگیزه بالایی برای برنده شدن در آنها دارند.
در بازی مصونیت اعضای تیم برنده از خطر حذف شدن مصون می‌مانند و در عوض از تیم بازنده یک نفرحذف می‌شود. فرآیند امسال از این قرار است که ابتدای در رای گیری از میان اعضای خود تیم بازنده، یک نفر که بیشترین رای را بیاورد، کاندید حذف جزیره می‌شود. سپس مسابقه دیگری به صورت تک نفره میان اعضا برگزار می‌شود و کسی که برنده شود، هم ماندن خودش در جزیره تضمین می‌شود، و هم این حق را می‌یابد که اسم نفری دیگر ازهم تیمی هایش را در جلسه‌ای که از آن به عنوان “شورا” یا کُنسِی[12] یاد می‌شود، به عنوان نامزده حذف شدن مطرح کند. همچنین کسی که در تیم بازنده بیشترین آرا را از طریق اس ام اس کسب کند، در شورا نامزد سوم را برای ترک جزیره مشخص می‌کند. در نهایت در میان این سه نفر نامزد، کسی که کمترین رای را از طرف مردم آن هفته گرفته است، جزیره را ترک می‌کند.
با این ساختار بازی، کسی که هر هفته بیشترین رای را از طرف مردم می‌گیرد، دست بالایی دارد: هم خودش حذف نمی‌شود، و هم این امکان را می‌یابد که هر هفته با معرفی فردی که در میان اعضای گروه نمی‌پسنددش، او را در معرض حذف شدن قرار دهد. تجربه نشان می‌دهد کسانی که در هر گروه هر هفته رای اول را می‌آورند، احتمالاً در هفته‌های بعدی هم بیشترین رای بینندگان را ازآن خود می‌کنند.

نمونه سمیح اوزتورک و بحث (نا)قرارداد اجتماعی

سمیح اوزتورک
سمیح اوزتورک
سوروایور برای کسی که از منظر فلسفه سیاسی و نظریه اجتماعی بدان بنگرد، یک آزمایشگاه نظریه‌های قرارداد اجتماعی است. کسانی که با اندیشه‌های فیلسوفان قرارداد اجتماعی چون هابز، لاک، روسو، و نیز دیوید گوتیر[13] و جان رالز آشنا هستند می‌دانند که در نظریه‌های این فیلسوفان، در نقطه شروع افراد در شرایط اولیه‌ای که در آن امکانات محدودی برای زیست و بقا وجود دارد تصور می‌شوند. فیلسوفان قرارداد اجتماعی از این وضعیت با عناوینی همچون وضعیت طبیعی[14] (در نظریه‌های هابز، لاک و روسو)، یا موقعیت آغازین[15] (در نظریه‌های رالز و گوتیر) نام می‌برند. افرادی که در وضعیت طبیعی قرار دارند، دقیقاً مانند شرکت کنندگان در “سوروایور”، از نظر منابع طبیعی، غذا، پوشاک، امنیت، سرپناه، و… در شرایط خطیر و شکننده‌ای به سر می‌برند، و همین محدودیت منابع (چیزی که دیوید هیوم در شرحش بر قرارداد اجتماعی از آن با عنوان شرایط عدالت[16] نام می‌برد)، برقراری نوعی عدالت و همکاری اجتماعی[17] را میان آنها لازم می‌دارد. به بیان دیگر، افرادی که در وضعیت طبیعی زیست می‌کنند یا در موقعیت آغازین حضور دارند، برای اینکه بتوانند به بقای خود ادامه دهند، نیازهایشان را تامین کنند، و خود را در برابر خطرات طبیعی (همچون قحطی و…) یا خطرات از سوی همنوعان (همچون دزدی و تجاوز…) ایمن کنند، محتاجند به برقراری عدالت میان خود تن دهند و دست به همکاری اجتماعی بزنند.
در دوران معاصر و با پیشرفتهایی که در ریاضیات و منطق بدست آمده، یکی از علومی که از آن برای صورتبندی نظریه‌های قرارداد اجتماعی از آن استفاده می‌شود، نظریه بازی‌ها[18]ست. یکی از استدلالهایی که با تکیه بر نظریه بازی‌ها به نفع همکاری اجتماعی و لزوم برقراری عدالت میان انسانها مطرح می‌شود، مثال دوراهی زندانی[19] برخواسته از نظریه بازی‌ها است. بدون آنکه بخواهیم به جزئیات تکنیکی این آزمایش فکری که در ادبیات بحث به صورت مفصل در موردش بحث شده است وارد شویم[20]، به ذکر این نکته اکتفا می‌کنیم که دوراهی زندانی نشان می‌دهد اگر کنشگرانی یا اعضای جامعه‌ای (این جامعه می‌تواند دو نفره باشد، یا چندده نفره، یا بسیار بزرگتر) فقط به دنبال نفع شخصی خودمان باشند و فقط از این منظر کنش‌هایشان را تنظیم کنند، باز باید برای حفظ همان منفعت شخصی خودشان هم که شده به همکاری اجتماعی با دیگران و برقراری نوعی نظام عدالت و انصاف در جامعه تن دردهند.
در سوروایور عملکرد کنشگران در بازی “جایزه” دوراهی زندانی در نظریه بازی‌ها را تایید می‌کند. منتهی به سبب قاعده‌ای که می‌گوید “کسی که بیشترین رای از طریق اس ام اس از طرف مردم بگیرد نه تنها هرگز حذف نمی‌شود، بلکه دست بالا را دارد و می‌تواند از بقیه اعضای تیم کسی را که نمی‌پسندد نامزد حذف شدن کند”، بازی “مصونیت” را نمی‌توان با دوراهی زندانی و نظریه بازیها توضیح داد. به بیان دیگر، به خاطر قانون اس ام اس فردی که بتواند برای هفته‌های متوالی بیشترین رای را از مردم بگیرد، بدون همکاری اجتماعی و تن دادن به “عدالت” هم می‌تواند نه تنها حذف نشود، حتی تا مرحله فینال هم پیش برود و چه بسا قهرمان شود. البته می‌گوییم “می تواند”، یعنی وقوع این تن ندادن به عدالت هرگز حتمی نیست، و رخدادش به استراتژی خاص فردی که رای اول را می‌گیرد بستگی دارد.
کسانی که امسال سوروایور را در کانال هشت تعقیب می‌کنند می‌دانند که تا همین هفته گذشته در تیم گونوللولر یا داوطلب‌ها فردی به نام سمیح اوزتورک[21] بیشترین رای را از مردم گرفت. سمیح خلقیات خاصی دارد: با بقیه اعضای تیمش هماهنگ نبود، آنها را در هر فرصتی تحقیر می‌کرد − گرچه برخی‌شان از نظر قدرت بدنی و امتیازگیری در مسابقه از او چند سروگردن بالاترند − خودبرتربین و مغرور است و کوتاهی‌هایش را با اتکا به پشتوانه رای مردمی که دارد، می‌پوشاند. سمیحی که مدام برای بقیه اعضای تیم رجز می‌خواند و تحقیرشان می‌کند، خیل عظیم هوادارانی در اینترنت و فضای مجازی دارد. صفحه عمومی او در فیسبوک ۱۲۸۰۰۰ لایک خورده است. او به انسان‌ها نگاه ابزاری دارد و این اصل اخلاق کانتی را که “هر انسانی غایتی برای خویشتن است، و نمی‌تواند ابزار باشد” به هیچ می‌انگارد. سمیح باهوش است و نبض طرفداران خود را خوب می‌داند. خیلی خوب جلوی دوربین سخن می‌گوید، و حتی گاهی اشعار حماسی از شاعران معروف ترکیه از حفظ می‌خواند. حرکات و ژست بدنی خاصی دارد که برای طرفدارانش پرهیبت می‌نماید: با ظاهری آرام هنگام صحبت دست راستش را بر ریشهای زرد رنگش می‌کشد و سر فرصت لبخندی توام با تمسخر را نثار هم تیمی‌هایی که دوستش نمی‌دارند، می‌کند. در یک مصاحبه اخیر در برابر دوربین هم تیمی هایش را شبیه توتهای لرزان درخت سر خیابان کرد که با تکاندنشان به دست خود − بخوانید با رایهای طرفداران − قرار است یکی یکی عاجزانه به زمین افتند و زیر پاها له شوند. سمیح مصداق تمام‌عیار یک سیاستمدارعوام فریب[22] است. در اعلام نتایج رای هفتگی کانال هشت گفته نمی‌شود چه تعداد از چه طبقاتی رای داده اند، ولی پرواضح آنکه سمیح طرفدارانی در شبکه‌های اجتماعی و غیره دارد که برایش رای جمع می‌کنند.
به خاطر دعوای شدیدی که هفته گذشته میان سمیح و یکی از هم تیمی‌هایش رخ داد، در اتفاقی نادر آن هم‌تیمی ساده‌دل به خاطر به خطر انداختن امنیت جزیره از مسابقه حذف شد و سمیح به تیم مقابل، یعنی “معروف‌ها”، منتقل شد. این اتفاق تغییری در اصل استدلال ما در این مقاله ایجاد نمی‌کند، چون شواهد نشان می‌دهد سمیح در تیم جدیدش هم در هفته‌های پیش رو یکی از دو نامزد بالاترین رای است.

روانشناسی اجتماعی-سیاسی در ترکیه و ایران

اینکه تعداد زیادی به سمیح با این خلق معیوب رای می‌دهند، نوعی روانشناسی اجتماعی-سیاسی مردم هم هست. اگر اخلاق دموکراسی و همکاری اجتماعی در طرفداران سمیح نهادینه شده باشد، به گمان من هرگز به او رای نمی‌دهند و مجذوبش نمی‌شوند. [23] برای داشتن یک دموکراسی با فضیلت در کنار سیاستمداران مردم عادی را هم باید نقد کرد. برای برقراری عدالت کافی نیست که فرآیند رایگیری آزاد تضمین شود (البته این مسئله بسیار لازم است)، بلکه باید اخلاق شهروندی و همکاری اجتماعی هم در میان شهروندان عادی تقویت شود. مردم باید به درجه‌ای از آگاهی برسند که فریب عوام فریبان را نخورند. شاید بی سبب نیست که رجب طیب اردوغان که روحیات ضد روشنفکری دارد، اینقدر محبوب می‌شود و علی‌رغم تمام نقدهای روشنفکران و خیل عظیمی از دانشگاهیان در هیچ انتخاباتی رایش کم نمی‌شود.[24] (بدون آنکه بخواهم اردوغان را از هر نظری شبیه سمیح بدانم، چون در مثل مناقشه نیست).

اگر بخواهیم به مثال ایرانی بحث بپردازیم، احمدی‌نژاد سمیح اوزتورک ایران است. او که نمونه بارزعوام فریبی است نه اعتقادی به همکاری اجتماعی در حوزه بین المللی داشت (قطعنامه‌های سازمان ملل را کاغذ پاره می‌دانست) و نه همکاری اجتماعی در سیاست داخلی را به ارزنی می‌خرید (بسیاری از اعضای کابینه خویش را، جایی که با او مخالفت کردند با اردنگی بیرون کرد و یا نمایندگان مجلس را، در میان همان طیف اصولگرا، تحقیر می‌کرد).
با اینحال هم اردوغان و هم احمدی‌نژاد خیلی خوب جلوی دوربین سخن می‌گویند و هردو میل به ابرقهرمان شدن و ابرقهرمان ماندن دارند. انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶ ایران آزمونی برای این مسئله است که آیا دوباره ستاره احمدینژاد طلوع خواهد کرد و او قادر خواهد بود عوام فریبی کند و رئیس جمهور کشور فلک‌زده ایران شود؟ در ترکیه که بسیاری روشنفکران از عدم افول استبداد اردوغان در بیمناکند، خصوصا که او در پی آنست که قانون اساسی را تعویض کند و نظام سیاسی ترکیه را که تابحال دموکراسی پارلمانی بوده است به نظام ریاستی، با محوریت خودش و بزکی از مردم‌سالاری، بدل کند.

پانویس‌ها


[1] rating
[2]نگاه کنید به سایت اختصاصی مسابقه.
[3] Acun Ilıcalı
[4] Ö ses Türkiye
[5] قبل از خرید کانال هشت از سوی آجون دوسال قبل این مسابقه از سایر کانالها همچون شو تی وی پخش می شد.
[6] Aramizda Kalmasin
[7] Survivor Panaroma
[8] ünlüler
[9] gönüllüler
[10] dokunulmazlık
[11] ödül oyunu
[12] konsey
[13] در مورد دیوید گوتیر نگاه کن به این معرفی در ویکیپدیا.
[14] state of nature
[15] original position
[16] Circumstances of justice
[17] social cooperation
[18] game theory
[20] برای ادبیات تخصصی/فلسفی در این زمینه نگا. به بخش کتاب شناسی مدخل دوراهی زندانی در دایره المعارف فلسفی استانفورد.
[21] Semih Öztürk
[22] demagogue
[23]دکتر اورهان تکلی اوغلو از عالمان علوم سیاسی ترکیه در این مقاله در سایت روشنفکری دیکن گرایش به برخی قهرمانان مسابقه سوروایور را، مشخصا سمیح، از منظر اجتماع-پریشی (sociopathy) و روانپریشی (psychopathy) این شخصیتها بررسی کرده است. از نظر روانشناختی سمیح و کسانی که مانند او رفتارهای ضد همکاری اجتماعی دارند، برخی ویژگیهای فرد روانپریش را به قول روانشناسها در خود دارند.
[24] خانم پریهان مغدن هم در این نوشتار سمیح را رجب طیب اردوغان جزیره سوروایور می داند.

۱۳۹۴ شهریور ۲, دوشنبه

اردوغان و سندرم قدرت‌طلبی رهبران خاورمیانه‌ای

زمانی که ماجرای پارک گزی در بهار 2013 اتفاق افتاد چند ماهی بود که اردوغان روند صلح با پ.ک.ک را آغاز کرده بود، در نوروز آن سال عبدالله اوجالان از زندان امرالی برای نخستین بار پیامی در حمایت از صلح داده بود و آتش بسی جدی میان دولت ترکیه و پ.ک .ک پس از چند دهه مبارزه خونین برقرار شده بود. قبل از آن هم اردوغان کم گام موثر که به  پیشبرد دموکراسی در ترکیه کمک کند برنداشته بود: نمونه اش قطع ید نظامیان از سیاست، یا بهبود وضعیت اقتصادی، یا گامهایی برای ورود به اتحادیه اروپا. اگر اردوغان به جای اینکه در پی ریاستی کردن نظام ترکیه و تداوم قدرت خودش باشد، زودتر از سیاست کناره می گرفت، چه بسا نام او در کنار کسانی چون گاندی و ماندلا به عنوان یکی از سیاستمدارانی که خدمات مهمی به صلح کرده‌اند در تاریخ می ماند.


ولی امان از این سندرم رهبران خاورمیانه‌ای، که با سلام و صلوات به قدرت می رسند، ولی بعد چهاردستی به قدرت می چسبند، و هرگز حاضر نیستند مزایای در قدرت بودن را از دست بدهند. چنین است که اردوغان دستاوردهای خودش در مسئله صلح با کردها را امروز دارد یکی یکی ویران می کند، آنهم برای آنکه در انتخابات زودرس پیش رو 2-3 درصد رای عدالت و توسعه افزایش یابد، ه.د.پ نتواند از آستانه ده درصدی لازم برای ورود به مجلس بگذرد، و آک پارتی باز بتواند به تنهایی قدرت را در دست بگیرد. البته پ.ک.ک هم در این میان کم مقصر نیست. فاعتبروا یا اولی الالباب!

۱۳۹۴ خرداد ۱۷, یکشنبه

بازگشت روح دموکراسی و شکست اردوغان

 باز دمیده شدن خون دموکراسی در رگهای ترکیه را باید تبریک گفت!


 نام امروز در تاریخ سیاسی ترکیه ثبت خواهد شد. سوسیال دموکراتهای HDP در انتخابات امروز توانستند برای اولین بار از آستانه 10 درصدی بگذرند و با نزدیک 80 نماینده وارد مجلس شوند. بعد از 13 سال AKP دیگر قادر به تشکیل حکومت به تنهایی نیست و مانند قبل از 2002 در ترکیه دولت ائتلافی تشکیل خواهد شد. مهمتر از همه آنکه طرح اردوغان برای تبدیل ترکیه به نظام ریاستی پوتینی شکست سختی خورد. از امروز به بعد اردوغان مجبور خواهد بود به قدرت محدودی که قانون اساسی کنونی به رئیس جمهور می دهد اکتفا کند و فزونتر نخواهد. اگر هنوز نفس سلیمی در داوود اوغلو و افراد دیگر درون عدالت و توسعه باقی مانده باشد، الان فرصت سوق دادن حزب عدالت و توسعه به هویتی معقولتر و فارغ از اردوغان است. جز قدرت گرفتن HDP، تحولات درون AKP (که هنوز 40 درصد رای دارد) به نوبه خود سرنوشت ترکیه را در سالهای آینده رقم خواهد زد.
پی نوشت- در مورد نتایج انتخابات 7 ژوئن گفتگویی داشتم با برنامه صفحه دو بی بی سی. لینک برنامه در اینجا قابل دسترسی است.

۱۳۹۴ خرداد ۱۲, سه‌شنبه

در مورد انتخابات هفت ژوئن مجلس در ترکیه

یکشنبه پیش رو انتخابات پارلمان در ترکیه است. میزان رای حزب عدالت و توسعه در آن می تواند سرنوشت ترکیه را برای یک دهه دیگر رقم بزند. من اگر حق رای داشتم به حزب ه.د.پ (حزبی که از اتحاد حزب کردها با سوسیالیستهای دموکرات تاسیس شده) رای می دادم.

امیدوارم این حزب بتواند برای نخستین بار از سد کسب حداقل ده درصد آرا برای ورود به مجلس بگذرد که اگر چنین شود رویاهای اردوغان برای تغییر قانون اساسی و ایجاد سیستم ریاستی در ترکیه از نوع پوتینی نقش بر آب خواهد شد. آنطور که من فضای انتخاباتی را می بینم اتحاد قدرتمندی از احزاب مخالف (عمدتاً ج. ه.پ، م.ه.پ، و ه.د.پ) علیه عدالت و توسعه شکل گرفته است و به احتمال زیاد این انتخابات آغاز افول ستاره بخت اردوغان خواهد بود. البته اگر در آرا دستکاری نکنند و نگویند گربه رفته بود داخل نیروگاه برق! امیدوارم رای اردوغان کم شود تا بلکه او از رویای حکومت تک نفره دست بردارد و از زیرپا نهادن قانون اساسی در این ماههایی که رئیس جمهور بوده توبه کند. رئیس جمهوری مطابق قانون اساسی فعلی باید بی طرف باشد،خصیصه ای که اردوغان کمتر رعایت می کند.

۱۳۹۳ آذر ۲۷, پنجشنبه

گفتگو در مورد اردوغان و جریان گولن در صفحه دو آخر هفته

در برنامه صفحه دو آخر هفته بی بی سی فارسی امروز دکتر تورج اتابکی و من در مورد تحولات اخیر ترکیه و بازداشت گروهی از روزنامه نگاران و وضعیت حزب عدالت و توسعه اردوغان و نسبت آن با جریان فتح الله گولن صحبت کردیم. ویدئو برنامه در لینک زیر.

دکتر آرش نراقی هم در قسمت دوم برنامه در مورد حقوق بشر صحبت کرد.

۱۳۹۳ فروردین ۱۰, یکشنبه

انتخابات شهرداریها یا همه پرسی در مورد مشروعیت اردوغان؟

امروز در ترکیه انتخابات شهرداریها است. ساعت 4 بعد از ظهر رای گیری تمام می شود. برخلاف ایران وضعیت شمارش آرا در ترکیه از 1951 به گونه ای است که نادر پیش آمده کسی به صحت شمارش آرا اعتراض کند، گرچه اعتراض به مسائلی همچون عادلانه بودن بودجه های کمپین های انتخاباتی همیشه وجود دارد. فضای سیاسی ترکیه با توجه با وقایع روزها و هفته های اخیر (عملیات ضد رشوه که منسوب به جماعت است، شنود مکالمات مقامات دولتی و نوارهای آن در اینترنت و کارهای دولت در مقابله...) بسیار چندقطبی است و قدری متشنج. جمعیت ترکیه میان قطبهای طرفداران اردوغان (عدالت و توسعه)، جماعت (فتح الله گولن)، جمهوریخواهها (ج.ه.پ)، ملی گرایان دست راستی (م.ه.پ)، و حزب صلح و دموکراسی کردها (ب.د.پ) و سوسیالیست ها (ه.د.پ) تقسیم شده است. یعنی این گروهها دوبه دو در بسیاری موارد با هم بدند. این انتخابات با اینکه محلی است، عملا به نوعی رای اعتماد یا عدم اعتماد به اردوغان بدل شده است و نتیجه اش برای آینده ترکیه، خصوصا انتخابات ریاست جمهوری تابستان آینده که شاید اردوغان هم درش کاندید شود، بسیار مهم است.


آشفته بازاری شده است ترکیه که تشخیص اینکه چه کسی راست می گوید، چه کسی دروغ، آسان نیست. با طرفداران اردوغان می نشینی (چه در میان دانشگاهیان و چه عوام) حس می کنی حق با آنهاست و جماعت گولن افرادی خطرناکند که نگاهشان به گولن به نوعی شبیه نگاه طرفداران آیت الله خمینی در آستانه بازگشت او به ایران در 1357 است و در عملیات ضد رشوه 17 دسامبر هدفشان زمین زدن اردوغان بود. روزنامه زمان طرفداران گولن را می خوانی می بینی یکسری آدمها که واقعا گروه خونشان با بنیادگرایی نمی خواند و لیبرال اند در میان طرفداران گولن هستند (مثلا ایوب جان همسر الف شفق رمان نویس معروف ترکیه). جمهوریخواهان با تاکید بسیار می گویند دولت دزد است و دستش تا مفرق در فساد اقتصادی فرورفته است (البته جماعت هم همین حرف را می زند)، و سند می آورند از نوار منتسب به مکالمه اردوغان با پسرش بلال در صبح روز 17 دسامبر 2013 . از طرف دیگر جز عدالت و توسعه هیچ حزبی جز صلح و دموکراسی (که نزدیک پ.ک.ک است) در سال اخیر این قدر عزم برای حل مسئله کردها در ترکیه از خود نشان نداده است. آخر اینکه کارنامه عدالت و توسعه از نظر پروژه های عمرانی و اقتصادی در شهرداری ها (مثلا استانبول، پروژه متروی زیردریایی مارمارای از آسیا به اروپا) بسیار موفق بوده است، ولی از نظر آزادی بیان اصلا موفق نبوده است (بستن توئیتر و زمزه بستن فیسبوک یا یوتیوب در روزهای اخیر نمونه اش).

باید تا شب ماند و دید نتیجه انتخابات چه می شود!

۱۳۹۳ فروردین ۱, جمعه

تحلیلی بر انتخابات محلی پیش رو در ترکیه

انتخابات شهرداریها حدود دوهفته دیگر در ترکیه برگزار می شود و در این میان بازار اخبار سیاسی در ترکیه بسیار داغ است (مثلا امروز به دستور اردوغان توئیتر گویا فیلتر شد). این یادداشت را چند روز قبل برای سایت جدیدالتاسیس "سامانه انتخابات و دموکراسی" نوشتم. مابقی آنرا می توانید در آدرس سایت در اینجا مطالعه کنید.

 ---------------------------------
آیا انتخابات محلی آینده تاثیری در قدرت حزب عدالت و توسعه خواهد داشت؟ انتخابات محلی ترکیه، که قرار است در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۱۴ برگزار شود، اهمیت زیادی برای رجب طیب اردوغان نخست وزیر این کشور و نیز احزاب و گروه‌های مخالف او دارد. به اعتقاد منتقدان، در دوران تثبیت قدرت حزب عدالت و توسعه که از ۲۰۰۲ قدرت را در دست دارد، یعنی تقریباً از ۲۰۱۰ به این سو، رفتارهای رهبر این حزب روز به روز خودکامه‌تر شده است و نخست وزیر اردوغان در حال پیش بردن ترکیه به سوی نوعی دیکتاتوری به سبک کشورهای آمریکای لاتین است که در آن هدف بیش از هرچیز حفظ قدرت سیاسی شخص اول است. 
در محافل روشنفکری ترکیه همچنین اردوغان متهم به بازسازی اقتدارگرایی کمالیست، کودتاگرا و پلیس‌محوری که خود در نفی آن به قدرت رسید، این بار به نفع خویش است . در واکنش به این سخنان اردوغان همیشه مخالفان را به توطئه چینی علیه خود متهم کرده و تاکید کرده است مخالفانش همان کودتاچی‌هایی هستند که می‌خواهند سرنوشتی را که برای عدنان مندرس تدارک دیدند برای او رقم بزنند. مندرس نخست وزیر محافظه کار ترکیه از حزب دموکرات در فاصله سالهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ بود که توسط نظامیان در یک کودتا اعدام شد. مخالفان این سخنان اردوغان را مظلوم‌نمایی او در توجیه عملکرد استبدادی‌اش می‌دانند. 

انتخابات محلی پیش رو در حالی برگزار می‌شود که در یک سال گذشته دو اتفاق مهم در سیاست ترکیه رخ داد که انتظار می‌رفت سیاست این کشور را دچار تغییرات شدید کنند. موضوع هردو اتفاق، البته به روش های متفاوت، بیش ازهرچیز حمله به قدرت اردوغان بود. اتفاق اول اعتراضات تخریب پارک گزی و ساختن مرکز تجاری عظیم به جای آن بود که در قالب تظاهرات گسترده تابستان سال گذشته به مدت دو ماه ادامه داشت. در این اعتراضات بیش از همه گروه‌های مختلفی از جوانان و نسل جدید و تحصیل کرده ترکیه مشارکت داشتند، و قسمت قابل توجهی از روشنفکران لیبرال،  گروه‌های چپ، و سایر احزاب مخالف از آن حمایت کردند..... (ادامه در اینجا).


۱۳۹۲ دی ۵, پنجشنبه

اگر اردوغان متواضع تر بود

همین چندهفته قبل بود که در جریان صحبت های سر میز شام بعد از یک سمینار، دوست های ترکیه ای علوم سیاست خوانده ام ابعاد کنترل مستبدانه اردوغان بر سیاست ترکیه را تشریح می کردند. من مشابه این حرفها را حدود دو سال است از خیلی از مردم ترکیه شنیده یودم و این علامت خطری بود. واکنش افکار عمومی ترکیه به روحیه مستبد و خودمدار اردوغان چند ماه قبل در جریان اعتراضات پارک گزی سر باز کرد، ولی چشمان اردوغان آنقدر بسته بود که آن صدای بلند را نشنید.

حتی فتح الله گولن به رویکرد اردوب اعتراض کرد. در آن ماجراها اردوغان در کنار پلیس به گروههای فشار (به قول خودش مردم) نیز متمسک شد. شاید اگر اردوغان در آن ماجرا قدری ملایم تر برخورد می کرد، و آنگونه معترضان را به لابی سود بانکی، خارجی ها و چوپولجو (به تعبیری همان خس و خاشاک) بودن منتسب نمی کرد، این بلاها و این بحران و این شکنندگی امروز بر سرش نمی آمد. اردوغان شخصیت بسیار مغروری و پرعنادی دارد، از جهاتی شبیه خامنه ای. اینگونه سیاست مدارانِ از خود مطمئن معمولاً از جایی ضربه می خورند که هیچ تصورش را نمی کنند: چه کسی فکر می کرد اصرار بر انتخاب احمدی نژاد بیشتر از هررویدادی آبروی خامنه ای را ببرد، و چه کسی تصور می کرد که روزی جماعت فتح الله گولن (مهم ترین متحد اردوغان بر علیه نظامیان) اینطور شمشیر را بر علیه اردوغان از رو ببندند؟

۱۳۹۲ خرداد ۱۴, سه‌شنبه

همه جا تقسیم، همه جا ایستادگی!

حزب عدالت و توسعه ترکیه یا همان آک پارتی را 10-12 سال قبل سه نفر از اعضای سابق حزب رفاه (حزب اربکان) با همکاری هم به راه انداختند: رجب طیب اردوغان، بولانت آرینچ و عبدالله گل. این سه هنوز بلندپایه ترین اعضای حزب عدالت و توسعه اند، گرچه در سالهای اخیر اردوغان دست بالا را در تصمیم گیری های حزب صاجب شده است. امروز بولنت آرنچ از مردم به خاطر برخورد پلیس معذرت خواست. عبدالله گل هم گفته که پیام مردم معترض را شنیده. اینها گامهایی مثبت بود. تنها کسی که هنوز کوتاه نیامده و از قضا اصل اعتراضات متوجه اوست رجب طیب اردوغان است. عدالت و توسعه برای آنکه دچار بحرانهای جدی تر نشود و فرونپاشد باید دو اصلاح اساسی در برنامه ها و ساختار خود انجام دهد: اول آنکه ساختار حزب از شکل هرمی و مستبدانه (مدل خامنه ای ای!) باید به صورت افقی و دموکراتیک تغییر شکل دهد. یعنی دیگر اردوغان نباید همه کاره حزب باشد، بلکه تصمیمات حزب بر اساس خرد جمعی اعضای آن گرفته شود. در این راه بولانت آرینچ و عبدالله گل نقش بسیار مهمی خواهند داشت. 
دیگر آنکه آک پارتی باید از تحمیل سیاستهای محافظه کارانه، و سبک زندگی خاص مذهبی سنتی، بر جامعه دست بردارد و قبول کند که عیسی به دین خود، موسی و بی دینها هم به دین خود. وارد اتاق خواب مردم نشود (اردوغان گفته بود سه تا بچه دنیا بیاورید)، در میگساری مردم دخالت بیجا نکند (اخیرا در مجلس عدالت و توسعه قانونی تصویب کرد که فروش مشروبات الکلی از 10 شب تا صبح ممنوع است. تصویر سیگار و الکل در تلویزیون سانسور می شود)، به مردم نگوید چه لباسی بپوشند و چه نپوشند (اخیراً اردوغان تیکه انداخته بود که دولت خوشش نمی آید برخی دخترها لباس باز می پوشند)، و محیط زیست و تاریخ را پاس بدارد و پارکها و اماکن تاریخی را به مرکز خرید بدل نکند (قضیه گزی پارکی در میدان تقسیم). 

ترکیه هرچه هست حساب و کتاب دارد. این همه تظاهرات شده (شاید جز یک مورد در شهر آنتاکیا که آن هم هنوز قطعی نیست و متاسفانه موجب مرگ یک جوان شد) جز گلوله گاز اشک آور گلوله دیگری به سمت مردم شلیک نشده. البته خیلی ها این روزها اشک آور تنفس کرده اند. دلم می سوزد برای مردم کشورم که حاکمانش قدری مستبدند که حق یک رای دادن آزادانه و معمولی را هم این روزها از آنها دریغ کرده اند. استبداد اردوغان با همه محافظه کاری و اسلامگرایی اش صد شرف بر استبداد ولایت مطلقه فقیه دارد. هرچه باشد نخست وزیر ترکیه هر چند هفته یکبار خود را در معرض سئوالات آزادانه خبرنگاران قرار می دهد. فقیه مطلقه و مستبد ما در این 24 سال حکومتش یک بار افتخار نداده با خبرنگاران مصاحبه رودرو کند.
پی نوشت - همه جا تقسیم، همه جا ایستادگی (her yer taksim her yer direniş) یکی از اصلی ترین شعارهای تظاهرکنندگان این روزهاست. من ابتدا دیرنیش را مقاومت ترجمه کرده بودم. به نظرم ایستادگی ترجمه قشنگ تری است و عنوان پست را بر این اساس ویرایش کردم.