‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات مجلس. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات مجلس. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ خرداد ۱۷, یکشنبه

بازگشت روح دموکراسی و شکست اردوغان

 باز دمیده شدن خون دموکراسی در رگهای ترکیه را باید تبریک گفت!


 نام امروز در تاریخ سیاسی ترکیه ثبت خواهد شد. سوسیال دموکراتهای HDP در انتخابات امروز توانستند برای اولین بار از آستانه 10 درصدی بگذرند و با نزدیک 80 نماینده وارد مجلس شوند. بعد از 13 سال AKP دیگر قادر به تشکیل حکومت به تنهایی نیست و مانند قبل از 2002 در ترکیه دولت ائتلافی تشکیل خواهد شد. مهمتر از همه آنکه طرح اردوغان برای تبدیل ترکیه به نظام ریاستی پوتینی شکست سختی خورد. از امروز به بعد اردوغان مجبور خواهد بود به قدرت محدودی که قانون اساسی کنونی به رئیس جمهور می دهد اکتفا کند و فزونتر نخواهد. اگر هنوز نفس سلیمی در داوود اوغلو و افراد دیگر درون عدالت و توسعه باقی مانده باشد، الان فرصت سوق دادن حزب عدالت و توسعه به هویتی معقولتر و فارغ از اردوغان است. جز قدرت گرفتن HDP، تحولات درون AKP (که هنوز 40 درصد رای دارد) به نوبه خود سرنوشت ترکیه را در سالهای آینده رقم خواهد زد.
پی نوشت- در مورد نتایج انتخابات 7 ژوئن گفتگویی داشتم با برنامه صفحه دو بی بی سی. لینک برنامه در اینجا قابل دسترسی است.

۱۳۹۴ خرداد ۱۲, سه‌شنبه

در مورد انتخابات هفت ژوئن مجلس در ترکیه

یکشنبه پیش رو انتخابات پارلمان در ترکیه است. میزان رای حزب عدالت و توسعه در آن می تواند سرنوشت ترکیه را برای یک دهه دیگر رقم بزند. من اگر حق رای داشتم به حزب ه.د.پ (حزبی که از اتحاد حزب کردها با سوسیالیستهای دموکرات تاسیس شده) رای می دادم.

امیدوارم این حزب بتواند برای نخستین بار از سد کسب حداقل ده درصد آرا برای ورود به مجلس بگذرد که اگر چنین شود رویاهای اردوغان برای تغییر قانون اساسی و ایجاد سیستم ریاستی در ترکیه از نوع پوتینی نقش بر آب خواهد شد. آنطور که من فضای انتخاباتی را می بینم اتحاد قدرتمندی از احزاب مخالف (عمدتاً ج. ه.پ، م.ه.پ، و ه.د.پ) علیه عدالت و توسعه شکل گرفته است و به احتمال زیاد این انتخابات آغاز افول ستاره بخت اردوغان خواهد بود. البته اگر در آرا دستکاری نکنند و نگویند گربه رفته بود داخل نیروگاه برق! امیدوارم رای اردوغان کم شود تا بلکه او از رویای حکومت تک نفره دست بردارد و از زیرپا نهادن قانون اساسی در این ماههایی که رئیس جمهور بوده توبه کند. رئیس جمهوری مطابق قانون اساسی فعلی باید بی طرف باشد،خصیصه ای که اردوغان کمتر رعایت می کند.

۱۳۹۰ بهمن ۱۴, جمعه

چرا انتخابات را فعالانه تحریم می کنم

خیلی وقت بود که می خواستم در مورد تحریم انتخابات بنویسم که فرصت نمی شد.

به نظرم خیلی واضح است که نباید در این انتخابات شرکت کرد. موسوی و کروبی خیلی روزنامه نگاران و روشنفکران جنبش سبز بازداشت اند. بسیاری از فعالان حرکت آذربایجان را دستگیر کرده اند. در این شرایط ظلم و خفقان و خفت ملت، اقل  کاری که می شود کرد همین مشارکت در تحریم فعال است و هرگونه شرکت در انتخابات به نظرم تقویت استبداد است. حکومت جور تهدید کرده با کسانی که انتخابات را تحریم می کند برخورد می کند. گو اینکه حق رای دادن حقی است که آقایان به ملت داده اند که آنرا از ایشان بگیرند. برادر من! رای دادن و مشارکت سیاسی حق شهروندان است که اگر بخواهند از آن استفاده می کنند و اگر نخواهند نه. البته طبیعی است که وقتی حق شان به سخره گرفته شود و ابزاری شود برای آنکه استبداد و دیکتاتوری با آن به دنیا نمایش دموکرات بودن بدهد و بخواهد فریب دهد دنیا را شرکت نمی کنند. هروقت شما به راه راست آمدید و حقوق ملت را به رسمیت شناختید و آنها را دشمن و منحرف و فتنه و جاسوس و میکروب و تجزیه طلب نخواندید، از آنها انتظار داشته باشید در انتخابات شرکت کنند. نمی شود از ظرفی در مملکت استبداد برقرار است و اهل فکر و نظر و فرهنگ را با سرکوب سیاه از خود رنجاد، بعد وقت انتخابات که شد گفت میزان ملت اند. مفاهیم را به سخره نگیریم و با آنها صادقانه برخورد کنیم. مگر نه مصر مبارک و تونس بن علی و عراق صدام و لیبی قذافی همه شان انتخابات داشتند. اسد هم که جمهوری اسلامی با تمام وجود ازش حمایت می کند انتخابات شکوهمند کم برگزار نکرده است. خود حکومت می داند و ما هم می دانیم که همه آن انتخابات ها بازی اند و نمایش.

معتقدم دموکراسی خواهان باید همواره با دوستان اصولگرای صادق گفتگو کنند و دلیل بیاورند چرا دموکراسی بهتر از استبداد و ولایت فقیه است. اصولگرایان باید بدانند اگر حق انتخاب مردم را به رسمیت بشناسند و به همکاری اجتماعی منصافه، بجای تحمیل قواعد بازی خود ساخته شان بر باقی ملت، تن بدهند، حتما از مزایای همکاری اجتماعی منصافه برخوردار خواهند شد. یعنی سودهای همکاری اجتماعی در بازی دموکراسی متعلق به تمام کسانی است که در آن مشارکت می کنند، هر عقیده ای داشته باشند مهم نیست و دینداری اصلا مانعی در شرکت در همکاری اجتماعی منصفانه نیست. ما با ولایت فقیه از این رو مخالفیم که به قول مرحوم مهدی حائری یزدی در حکمت و حکومت به همکاری اجتماعی تن نمی دهد و بر این اساس بنا شده که عده ای محدود که به آن نظریه معتقدند، حتی آتئیست هم که باشند، مادام که به لوازم حکومت اقلیت باورمند به ولایت فقیه بر بقیه مردم ملتزم باشند، از همه گونه مزایا برخوردارند. ولی همین که در ولایت ولی ان قلت کنند همان افراد قبلی از همه حقوق شهروندی محروم می شود. داستانی که دارد سر مشائی و اطرافیان احمدی نژاد می آید. شکل پیشرفته حکومتی که بر مردم تنها با اجبار و به زور سرنیزه حکومت می کند به قول رالز برده داری است و حکومت ولایت فقیه هر قدر که مردم را از حقوق شهروندی شان بیشتر محروم می کند و هرقدر آزادی ها و عدالت اجتماعی را بیشتر از مردم می ستاند، به سیستم برده داری نزدیک تر می شود.

برده داری فقط آن نیست که در رساله ها نوشته شده است. اگر ملتی را برده بگیریم و در همه امور شخصی و خصوصی شان دخالت و نظارت کنیم و انتخابات را هم به آلت دست بر قدرت رساندن افراد هم حزبی خود کنیم برده داری را رواج داده ایم.

 از شخصیت گرائی ها دست برداریم و والیان را به سان علی ابن ابی طالب، آنگونه که به ایشان نسبت داده می شود، بر اساس عملکرد شان بسنجیم نه دوری و نزدیکی شان به شخص ولی فقیه. اگر به دین معتقدیم، تمام انسان ها در نظر خداوند برابر آفریده شده اند. معلوم نیست اصولگرایان صادق با این همه دزدی و اختلاس های میلیاردی که هر روز از حکومت افشا می شود، به کجای اسلامی بودن این نظام دل بسته اند. اگر ته مانده آبروئی هم برای بسیج و سپاه به اعتبار باکری ها و همت ها مانده، آنرا خرج قدرت طلبی عده ای رانتخوار و معدود نکنیم. همه ما می دانیم امروز کسانی که گرد ولایت چون مگس دور شیرینی جمع شده اند، خیلی اش به خاطر آن است که پرونده های کلان فساد اقتصادی دارند و چاره ای جز این ندارند تا دست شان رو نشود.

به نظرم خیلی بدیهی است که نباید در این انتخابات ظالمانه شرکت کنیم و باید برای همه دلیل بیاوریم چرا آنرا باید تحریم کنند.