۱۳۹۱ مهر ۱۸, سه‌شنبه

معنویت٬ کار و ایران

دلبسته تفسیر این جهانی و روانشناختی مصطفی ملکیان از معنویتم. جملات او در مصاحبه اخیرش با اندیشه پویا در مورد تفسیر او از نگاه معنوی به کار حرف دل و تجربه وجودی و شخصی خود من هم هست. بسیار دیده ام کسانی را که از کارشان لذت نمی برند و فقط برای کسب درآمد به آن چسبیده اند. با این حال به نظرم بتوان ادعا کرد شما هیچ کارخلاقانه و مبدعانه ای در زمینه فلسفه٬ هنر٬ علوم انسانی٬ و علوم طبیعی نمی توانید بیابید-- از آن نوع کارهائی که مطلب جدیدی برمطالب قبلی یافته شده یا تولید شده توسط انسانها افزوده اند--که پدید آورنده اش از خلق آن لذت نبرده باشد (کشفها یا ابداعات تصادفی را که منطق شان متفاوت است و در اقلیت٬ فعلا کنار بگذاریم).
خبرنگار می پرسد: ٰ آقای ملکیان این نظریه عقلانیت و معنویت شما اصلا ربطی هم به جامعه و سیاست ما دارد؟ ٰ

مصطفی ملکیان پاسخ می دهد: ٰچرا که نه؟ ...اگر اقتضای معنویت این باشد که علاقهمان به کار فقط برای خاطر درآمدی نباشد که از طریق کار تحصیل می کنیم٬ بلکه به خود کارمان٬ فی نفسه و بنفسه علاقه داشته باشیم این در اقتصاد کشور و جامعه لوازم و آثار و نتایجی ندارد؟ اگر دولت امروز اعلام کند که در این ماه هر کارمند دولت چه به سر کار برود و چه نرود٬ حقوقش را دریافت خواهد کرد٬ به نظر شما چنددرصد کارمندان دولت به سرکار حاضر خواهند شد؟ درصدبسیار کمی. چرا؟ چون همه ما کار را فقط برای خاطر درآمدش می خواهیم و وقتی درآمد حاصل باشد دیگر عاشق چشم و ابروی کار خود نیستیم. رشد اقتصاد یک کشور فقط به منابع طبیعی و زیرزمینی و روزمینی آن کشور یا فقط به برنامه ریزی عالمانه و دقیق اقتصادددانان کشور وابسته نیست٬ بلکه٬ بیش از هرچیر به نیروی انسانی کشور و جهان نگری آن نیروی انسانی بستگی دارد. منابع طبیعی ژاپنی ها از منابع طبیعی ما ایرانیان کمتر است ولی دیدشان به کار با دید ما به کار بسیار متفاوت است و٬ در نتیجه٬ اقتصادشان به مراتب از اقتصاد ما شکوفاتر است. می خواهم بگویم که تا وقتی ما به کار به چشم شر اجتناب ناپذیر می نگیرم٬ یعنی چیزی که خودش بد است اما برای رسیدن به چیزی خوب٬ یعنی درآمد٬ چاره ای جز پذیرش آن نیست٬ وضع مان تقریبا همین طور است که هست. و اینکه کار را  خیر و مطلوب بالذات بدانیم یک نگرش معنوی است.ٰ


به نظرم جای چنین نگاهی به کار در ایران بسیار خالی است. البته ناگفته نماند شرایط سیاسی هم در رواج یا عدم رواج این نوع نگاه به کار که توسط مصطفی ملکیان در عبارات فوق توصیف شده بی تاثیر نیست. نظامی دموکراتیک که مبتنی بر همکاری اجتماعی منصفانه و متقابل است٬ محتملا بیش از یک نظام حکومت دینی که به شهروندان به دید انسانهای آزاد و برابر و کاملا عاقل نمی نگرد و سودهای همکاری اجتماعی را عادلانه توزیع نمی کند٬ مردم  را به چنان نگرش ٰمعنویٰ به کار تشویق می کند. البته نمی خواهم همه چیز را به سیاست ربط دهم٬ چراکه خود ملکیان تاکید دارد که مشکل اصلی فرهنگ است نه سیاست٬ فقط می خواهم بگویم نظام سیاسی هم موثر است در رواج نگرش معنوی مورد دفاع او به پدیده هائی چون کار٬ آموزش و اقتصاد.

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر