‏نمایش پست‌ها با برچسب مولانا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مولانا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ شهریور ۱۱, دوشنبه

خاطرات سفر قونیه


دیروز رفتیم بر سر مزار/تربت مولانا (مولانا توربسی) در قونیه. شبش در سالن بزرگ مرکز فرهنگی که نزدیک مزار تاسیس شده رفتیم به تماشای سماع. سماع به غایت با آداب برگزار شد. اشعاری که حین سماع خوانده می شد آمیزه ای از ترکی و فارسی بودند. در قسمتی از پایانش سلامی بالا بلند داشت به مولانا و شمس و تک تک یاران مولانا به زبان فارسی. از هرکسی می پرسی می گوید قلب فرهنگی قونیه مزار مولانا است. معلوم است مقبره که گنبدی لاجوردی دارد در دورانهای مختلف تاریخی بازسازی شده و آخرینش محتملاً متعلق به دوران عثمانی است. معماری سلجوقی را هم می توانید در مزار مولانا و نیز معماری برخی اماکن قدیمی قونیه مشاهده کنید (قونیه پایتخت سلجوقی نیز بوده).  


مرکز فرهنگی کتاب فروشی هم داشت. کتابهایی که آنجا فروخته می شد نشان می داد مولانا پژوهی در سالهای اخیر در ترکیه، به خصوص در میان اهل نظر، بسیار رشد کرده است. چند روز پیش خواندن رمانی را تمام کردم با نام بابِ اسرارBab-ı Esrar، نوشته احمد امیدAhmet Ümit. کاش این رمان از ترکی به فارسی هم ترجمه شود. خواندنش لذت بخش بود. رمان را که می خوانی حس می کنی در ترکیه برخی رمان نویسها رمان نویسی مدرن را بسیار خوب فهمیده اند. احمد امید در باب اسرار تو را به این سئوال جدی مواجه می کند که تصوف مولانا و شمس در زندگی مدرن و امروزی از چه نقاط قوتی برخوردار است و با چه چالشهایی روبروست. داستان دختری است به نام کارِن که پدرش یکی از دراویش مولویه از قونیه بوده که در کودکی برای طی مراحل تصوف خانواده اش را ترک کرده و به پاکستان رفته. مادر دختر انگلیسی است. کارن (که نام ترکیه ای اش کیمیا است) بعد از سالها زندگی در لندن برای یک ماموریت شغلی (مربوط به بیمه و یک واقعه آتش سوزی هتل) به قونیه باز می گردد...


به خوبی واضح است که میزان حجاب خانمها در شهرهای ساحلی (مثلا ازمیر) و شهرهای داخل فلات آناتولی (مثلا قونیه) بسیار متفاوت است. در ازمیر شاید فقط 10 درصد خانمها در خیابان باحجاب باشند، در قونیه 50 درصد. بیشتر رای ازمیر به حزب جمهوریخواه مردم است، بیشتر رای مردم قونیه به عدالت و توسعه (حزب اردوغان) است. قونیه امروز یکی از مراکز صنعتی ترکیه نیز هست و قسمت مهمی از گندم ترکیه و نیز لوازم خودرو در این شهر تولید می شود. همین رونق صنعتی یکی از رازهای رای آوری عدالت و توسعه در قونیه است. به قونیه که می روی باید دو غذا را حتما بخوری: بامیه شورباسی (سوپ بامیه)، و فرن کبابی (کباب تنوری).

۱۳۸۹ مرداد ۵, سه‌شنبه

هیچ آدابی و ترتیبی مجوی هرچه می خواهد دل تنگت بگوی

توضیح "محور نیکوماخوس فلسفه سیاسی و شاخه های مرتبط است" را از سردر وبلاگ حذف کردم. نوعی احساس آزادی و پرواز دست داد. خواستم به مولانا (البته این مولانا، نه آن مولانا) اقتدا کنم و آداب و ترتیب مجویم.

احساس می کنم می توانم از حالا به بعد به جز سیاست در اینجا در مورد هرچه دلم می خواهد بنویسم. از ادبیات و قصه گرفته تا تاریخ و علم تجربی و دوباره سیاست.

نه اینکه قبلاً نمی نوشتم اما از این به بعد هیچ نوشته ای انحراف از خط اصلی وبلاگ محسوب نمی شود. چون اصولاً خط اصلی ای وجود ندارد. فکر کنم این طوری اینجا وبلاگ تر می شود. فرق وبلاگ و وب سایت در این جور چیزهاست. اولی غیر رسمی و آزاد است و دومی رسمی. وبلاگ باید همیشه حالت نوعی حدیث نفس گوئی هم داشته باشد.

آدمی سیاسی هستم. پس من احتمالاً در مورد علم تجربی hardcore هم که بنویسم احتمالاً یک جائیش بوی سیاست - به معنای سیاست مدن و آئین کشورداری ارسطو و ابن سینا- خواهد داشت. پس احتیاجی به توضیح و لوگو نیست. سیاست در این معنا مثل اسانسی است که به تمام غذاهای فراورده شده در این وبلاگ زده خواهد شد.

یعنی به لسان فلاسفه اسلامی و البته با تفسیر اگزیستالیستی آن، چون ذات و وجود من سیاسی است، صفات و عوارض این ذات هم، من جمله نوشته های ای این وبلاگ، حال و بوی سیاست خواهند داشت.

فکر می کنم خوب است آرزو کنم این وبلاگ هماره شمه ای رایحه عمل سیاسی political action (به اصطلاح حضرت هانا آرنت) رابه مذاق خواننده مستشمم (نمی دانم چقدر این کلمه درست است؟) کند.

الهی آمین!