‏نمایش پست‌ها با برچسب روانشناسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب روانشناسی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ خرداد ۲۵, سه‌شنبه

در آفات تخصصی شدن: پزشکها و روانشناسی

یکی از آفات تخصصی شدن زیاد امور ظهور افراد تک بعدی است. من بسیار معتقدم دانشجویان پزشکان در حین آموزش لازم است چندین واحد روانشناسی و ارتباطات انسانی هم بگذرانند و در این زمینه آموزش ببینند.

در ازمیر رفته ام به چشم‌پزشک برای اصلاح عینکم. به نظرم دکتر باید بیش از همه به من گوش بسپارد تا بتوانم با او ارتباط برقرار کنم، مشکلم را با او در میان بگذارم، تا او درعوض نسخه‌ای به من بدهد. منتهی دکتر می خواهد با رد و بدل شدن حداقلی از کلمات سریع نسخه‌ای بپیچد و برود سراغ بیمار بعدی. از من می خواهد سر میز معاینه چشم بنشینم و خیلی هم از سئوال پرسیدن و نظر دادن در مورد مشکل خوشش نمی آید. در نهایت شماره جدید عینک بهتر از قبلی است، ولی پس از ترک دفتر او با خودم می گویم کاش این دکترها، خصوصا چشم‌پزشکها، قدری روانشناسی و ارتباطات انسانی بلد بودند. روانشناسی را باید جزوی از پزشکی دانست. البته دکترهای خلاف این مورد هم کم ندیده ایم.

در غرب پژوهش در این زمینه‌ها را جدی گرفته اند. به عنوان نمونه این نشریه را که توسط اسپرینگر منتشر می شود ببینید.

۱۳۹۲ آذر ۹, شنبه

تقدم مرام بر شخصیت یا شخصیت بر مرام؟

یک سئوال مهم این است که آیا لیبرال بودن، چپ بودن، فمینیست بودن، اصلاح طلب و یا محافظه کار بودن، مذهبی یا سکولار بودن، افراد را خوب یا بد (خوب و بد در معنای انسانی کلمه) می کند، یا کسی اگر خوب باشد لیبرال خوب، چپ خوب، فمینیست خوب، اصلاح طلب یا محافظه کار خوب، و مذهبی یا سکولاری خوب و دلنشین خواهد بود و اگر شخصیت معیوبی داشته باشد، یک لیبرال بد، چپ بد...الی آخر خواهد بود. 


من شاید زمانی به گزینه اول گرایشم داشتم (بگذارید آنرا تقدم مرام بر شخصیت بنامیم)، ولی هرچه می گذرد و تجربه زندگی ام افزایش پیدا می کند، بیشتر به گزینه دوم گرایش پیدا می کنم (تقدم شخصیت بر مرام). تو گویی داشتن یا نداشتن گوهر انسانی ورای عقیده و مرام است. چنین بادا!