‏نمایش پست‌ها با برچسب اوباما. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اوباما. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ فروردین ۱۴, جمعه

در مورد توافق هسته‌ایِ تاریخی لوزان

تفاهم هسته ای دیشب را به همه دوستانم تبریک می گویم. هم تیم روحانی و هم تیم اوباما سنگ تمام گذاشتند. قبلاً هم گفته بودم تفاهم هسته ای یعنی ادغام ایران در نظام حقوق بین الملل. امیدوارم برکات مهمی برای مسئله حقوق بشر در داخل ایران داشته باشد و هرکسی در قدرت باشد برگشت پذیر نباشد. در سه ماه آینده تندروها در ایران و آمریکا همچنان سنگ اندازی خواهند کرد (نمونه اش سئوالات شبکه خبر صدا و سیما از ظریف در کنفرانس مطبوعاتی) و باید با تمام قوا از تیم مذاکره کننده برای امضای تفاهم نامه نهایی در تیرماه حمایت کرد. خوشحالم برای دوستانم در دانشکده های فیزیک که بر اساس این تفاهم امکانات جدیدی برای پژوهش در زمینه فیزیک هسته ای صلح آمیز در فردو و غیره خواهند داشت. امیدوارم گام بعدی در ماههای آینده بازگشایی سفارت آمریکا در تهران باشد.


امروز صبح که سایتها را مرور می کردم به این نتیجه رسیدم توافق نامه لوزان شکست سنگینی برای اصولگرایان بوده است، از جهاتی شبیه فردای روز انتخاب روحانی به ریاست جمهوری در سال 1392.  این را می توان با مرور صفحه اول سایتهای آنها (کیهان، رجانیوز، تسنیم، فارس نیوز و ...) و پوشش صدا و سیما دریافت. واکنش آنها تا این لحظه آمیزه ای از بهت زدگی و سکوت و کوشش برای کمرنگ کردن توافق و یا تردید افکندن در عملی شدنش بوده است.  تاجایی که من دیدم فقط الف کمی مثبت تر به این مسئله پرداخته است.

از حزب اللهی ها و اسلامگرایان که بگذریم، برخی در اپوزوسیون سکولار هم، از راست و چپ، در ماههای اخیر آنقدر جهتگیری ایدئولوژیک در ذهن داشتند که نتوانستند با ذهنی خالی از پیش فرض وقایع سیاسی را مشاهده کنند، و برای همین هی تحلیلهای نادرست ارائه دادند. شرط اول ارائه تحلیل دقیق سیاسی آنست که مشاهده واقعیت جهان خارج را بر علائق عاطفی ذهنی خویش اولویت دهیم، مگرنه اتفاقات جهان خارج ما را شگفت زده می کنند.
در هر صورت از فرصت بدست آمده باید برای گسترش دموکراسی در ایران به بیشترین مقدار ممکن استفاده کرد. امیدوارم رفع حصر یکی از تبعات این توافق باشد.

۱۳۹۱ آبان ۱۷, چهارشنبه

به بهانه انتخاب مجدد اوباما

باراک حسین اوباما به عنوان 45 امین رییس جمهورِ جمهوری آمریکا، یا همان ایالات متحده آمریکا، برگزیده شد. دیشب داشتم اعلام شمارش آرا را از سی ان ان می دیدم. در مراحل اولیه شمارش آرا آرای ایالت هایی اعلام شد که درشان اکثریت با رامنی بود. خستگی مجال نداد و خوابیدم با این کابوس که نکند رامنی رئیس جمهور شود. خوشبختانه از خواب که برخواستم فقط چند دقیقه قبل از سخنرانی پیروزی اوباما بود. واقعا خوشحال شدم. اوباما در سخنرانی پیروزی اش گفت این ملت(آمریکا) بسیار بسیار متکثرند، از سیاه گرفته تا سفید، مهاجر تا نامهاجر، همجنسگرا یا دگرجنسخواه و...درش حضور دارند، ولی آنچه مارا در کنار هم متحد نگه داشته ارزشهای دموکراتیک قدرتمندمان در این جمهوری است. این سخنش دقیقا مصداق آنچیزی است که جان رالز اجماع همپوشان می خواند (من در این ویدئو از دوره فلسفه سیاسی بصورت مشروح مفهوم ایده همپوشان رالز را شرح داده ام. ویدئوها، فایل صوتی، و اسلایدهای تمام جلسات را می توانید از اینجا دانلود کنید.)

 انتخاب اوباما را باید به طرفداران دموکراسی و حقوق شهروندی در ایران، و کسانی که معتقدند راه دموکراسی در ایران از مداخله نظامی نمی گذرد تبریک گفت. البته می توان حدس زد که اوباما سیاست تحریم را در قبال پرونده هسته ای ایران کماکان ادامه خواهد داد تا جایی که  جمهوری اسلامی کوتاه بیاید. ولی در عین حال می توان مطمئن بود اوباما وارد جنگی خیلی خیلی بعید است بشود. من چنانکه در این یادداشت اشاره کرده ام، تحریم و جنگ را از نظر تاثیرشان بر دموکراسی خواهی در ایران در یک کفه نمی گذارم.

به طریق مشابه انتخاب اوباما را باید به اسلامگرایان رادیکال حاکم بر ایران که محتملاً فرصتی بزرگ را برای دشمن پروری های جدید از غرب از دست دادند لابد تسلیت گفت. اگر رامنی زبانم لال انتخاب می شد، لابد این عده از اسلامگرایان شروع می کردند به تاکید دوباره بر دوقطبی های کاذبی چون حکومت اسلامی مظلوم طرفداران مستضعفان جهان و غرب متسکبرِ قلدر نظامی گرا، و به این ترتیب فضا را بر دموکراسی خواهان ایران حتی تنگ تر می کردند. هم اسلامگرایان ولایت فقیهی ادبیات شان در سیاست خارجی جنگ طلبانه است و هم جمهوری خواهان آمریکا، و از این جهات حضور هریک از این دو گروه در قدرت در کشور مطبوعش، بر خلاف آنچه در ظاهر گاهی وانمود می شود، به نظرم قدرت گرفتن دیگری را تقویت می کند. 



از فرصت استفاده کنم و پیرو آنچه قبلا هم نوشته ام بگویم که به نظرم مدل آمریکائی حکومت ورزی، قانون اساسی آن، مجلسهای دوگانه آن (سنا و کنگره) و حتی مدل انتخابات آن، با تغییراتی به نفع بومی شدن و امروزی شدن، می تواند الگوی خوبی برای آینده ایران و قانون اساسی دموکراتیک آن (پس از قانون اساسی نادموکراتیک کنونی) باشد. قید با تغییراتی به نفع بومی شدن و امروزی شدن را اینجا آوردم، چون مثلا در مورد اینکه سیستم الکتورال کالج که پدران بنیانگذار آمریکا 200 سال قبل وضع کرده اند، لزوما بهترین باشد اصلاً نظر قطعی ندارم. بحث در این زمینه ها محتاج بحث مفصل کارشناسی است و مطالعات دقیق است.

در  مدل آمریکایی دادگاه عالی قانون اساسی مستقل است، بسیار قدرتمند است و نقش محوری دارد. در فهم من فقدان یک سیستم قضایی مدرن و قدرتمند و مستقل، به خصوص در مبحث حقوق اساسی، مسئله ای است که یکی از سرچشمه های استبداد در ایران چه در دوران پهلوی و چه جمهوری اسلامی بوده است. مدل آمریکایی با روحیه سیاسی ایرانی ها و سابقه تاریخی ایران در مورد تمرکززدایی از قدرت به صورت منطقه ای، در عین داشتن حکومت مرکزی قوی و ارتشی قدرتمند (که البته قرار نیست در سیاست دخالت کند)، سازگار است. دوستان علاقمند را به مطالعه جدی ساختار حکومتی آمریکا و مدل فدرالیسم آن دعوت می کنم. مدل امریکایی فدرالیسم گرچه مدلی فدرال است، ولی ترسهای رایج و بعضا توهم آمیزی که در ایران در مورد فدرالیسم وجود دارد (خصوصا در بحث جدایی)، اصلاً شامل حال آن نیست.

در این زمینه کتاب "نامه های فدرالیستی" اثر هامیلتون، مدیسون و جی، یکی از متون محوری است. دادگاه عالی قانون اساسی در آمریکا از این متن برای تفسیر قانون اساسی مدد می گیرد. رالز در لیبرالیسم سیاسی وقتی می نویسد متونی تاریخی در فلسفه سیاسی هستند که (استثنائا) نقشی محوری در ساختار حقوقی یک کشور ایفا می کنند، به نظرم به این کتاب اشاره دارد.