‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ آبان ۱۰, یکشنبه

در مورد نتیجه انتخابات پارلمانی 1 نوامبر در ترکیه

نتیجه انتخابات 1 نوامبر مجلس ترکیه مشخص شد، و بر خلاف بسیاری گمانه زنیها عدالت و توسعه تقریبا با 8 درصد افزایش آرا توانست به تنهایی با 49 درصد اکثریت پارلمان را بدست آورد؛ جز این رای حزب جمهوریخواه مردم تقریبا تغییر نکرد (25 درصد رای)، ولی رای احزابی که در انتهای طیف راست (حزب حرکت ملی) و انتهای طیف چپ (حزب دموکراتیک خلقها) قرار داشتند، هر کدام به ترتیب 4 و 3 درصد کم شد.

مردم در این 5 ماه بی ثباتی سیاسی زیادی حس کردند و عامل آنرا عدم وجود یک دولت مقتدر دیدند و بنابراین رای به حکومت تک حزبی و غیر ائتلافی دادند. حزب ملی گرای حرکت ملی  (که در این مدت بیشترین عدم انعطاف را از خود نشان داد) بیشترین ضرر را کرد و صدمه اساسی را به آرای حزب دموکراتیک خلقها (ه.د.پ) تحرکات نظامی پ.ک.ک و قندیل زد. فاجعه آن می شد که ه.د.پ زیر ده درصد رای بیاورد و نتواند وارد مجلس شود ولی خوشبختانه این اتفاق نیفتاد. اگر عدالت و توسعه زیاد مغرور نشود، این نتیجه به نفع اقتصاد ترکیه است که در این پنج ماه بخاطر بی ثباتی سیاسی صدمه خورد. متاسفانه فرهنگ ترکیه هنوز برای ائتلاف (از نوع رایج در آلمان و ..) آماده نشده است.

۱۳۹۳ فروردین ۱۱, دوشنبه

در مورد نتایج انتخابات محلی 2014 در ترکیه

این همه اتفاق افتاد در ترکیه در ماههای گذشته، همه فکر می کردند رای عدالت و توسعه 10 درصدی کم شود. ولی نتایج نشان داد که حزب عدالت و توسعه اردوغان تنها با 4 درصد رای کمتر از انتخابات پارلمانی در سال 2011 برنده انتخابات شد.  ج.ه.پ (حزب جمهوریخواه) هم 2-3 درصد افزایش رای داشت و با در نظر گرفتن کل ترکیه در این انتخابات عدالت و توسعه با 45 درصد در برابر 28 درصد بر ج.ه.پ پیروز شد. گویا قسمت مهمی از مردم ترکیه واقعا حرف دلشان با این شعار کمپین اردوغان در مورد شهرداریها که "بیز ایجرایا باخیریز، لافا دئیل= ما به عمل نگاه می کنیم، حرف نه" منطبق بود و کارنامه بهتر عدالت و توسعه در ارائه خدمات شهری عامل موفقیت شان شد. از نکات جالب دیگر این انتخابات هم این بود که در مناطق کرد نشین جنوب شرق ترکیه بدون استثنا حزب صلح و دموکراسی (حزب کردها) پیروز انتخابات شد. شهردار دیاربکیر یعنی بزرگترین شهر آن منطقه یک خانم از بزرگان حزب صلح و دموکراسی شد.

در انتخابات اخیر مانند سایر انتخابهای سالهای قبل رقیب اصلی عدالت و توسعه حزب ج.ه.پ  بود. ولی در سه کلانشهریعنی استانبول و آنکارا و ازمیر فاصله اینقدرها نبود و رقابت نفسگیر بود. در ازمیر، که به صورت سنتی قلعه حزب جمهوریخواه محسوب می شود، نامزد ج.ه.پ با 50 درصد در برابر 35 درصد آرای نامزد اردوغان پیروز شد. در استانبول هم نامزد عدالت و توسعه (شهردارکنونی استانبول) با 47 درصد در برابر تقریبا 41 درصد بر مصطفی ساریگول نامزد قدر ج.ه.پ (که گویا در سر دارد در آینده نزدیک بجای قلیچدار اوغلی رهبر ج.ه.پ شود) پیروز شد. در آنکارا ولی نفسگیرترین مبارزه رخ داد، طوریکه تا ساعات آخر شمارش آرا در نیمه شب معلوم نبود چه کسی پیروز انتخابات است. در نهایت نامزد اردوغان با حدود 44 درصد در برابر 43 درصد رای نامزد ج.ه.پ (با اندکی بیش از نیم درصد) پیروز انتخابات شد. بعید نیست ج.ه.پ به نتیجه انتخابات در آنکارا اعتراض کند و خواستار شمارش دوباره آرا شود. 

شخصا بدم نمی آمد در آنکارا که جمعیت چپ زیادی دارد ج.ه.پ موفق شود. در ازمیر از نظر حزبی کاملاً خوشحالم ج.ه.پ پیروز شد (برای توازن قوا در ترکیه لازم بود)، ولی از نظر مدیریت شهری قدری تاسف خوردم: شهردار کنونی ازمیر (از ج.ه.پ که برای دوره سوم شهردار می شود) ضعیف تر از بنعلی ایلدیریم (وزیر سابق راه و ارتباطات و دریانوردی) نامزد مغلوب عدالت و توسعه است.

۱۳۹۳ فروردین ۱۰, یکشنبه

انتخابات شهرداریها یا همه پرسی در مورد مشروعیت اردوغان؟

امروز در ترکیه انتخابات شهرداریها است. ساعت 4 بعد از ظهر رای گیری تمام می شود. برخلاف ایران وضعیت شمارش آرا در ترکیه از 1951 به گونه ای است که نادر پیش آمده کسی به صحت شمارش آرا اعتراض کند، گرچه اعتراض به مسائلی همچون عادلانه بودن بودجه های کمپین های انتخاباتی همیشه وجود دارد. فضای سیاسی ترکیه با توجه با وقایع روزها و هفته های اخیر (عملیات ضد رشوه که منسوب به جماعت است، شنود مکالمات مقامات دولتی و نوارهای آن در اینترنت و کارهای دولت در مقابله...) بسیار چندقطبی است و قدری متشنج. جمعیت ترکیه میان قطبهای طرفداران اردوغان (عدالت و توسعه)، جماعت (فتح الله گولن)، جمهوریخواهها (ج.ه.پ)، ملی گرایان دست راستی (م.ه.پ)، و حزب صلح و دموکراسی کردها (ب.د.پ) و سوسیالیست ها (ه.د.پ) تقسیم شده است. یعنی این گروهها دوبه دو در بسیاری موارد با هم بدند. این انتخابات با اینکه محلی است، عملا به نوعی رای اعتماد یا عدم اعتماد به اردوغان بدل شده است و نتیجه اش برای آینده ترکیه، خصوصا انتخابات ریاست جمهوری تابستان آینده که شاید اردوغان هم درش کاندید شود، بسیار مهم است.


آشفته بازاری شده است ترکیه که تشخیص اینکه چه کسی راست می گوید، چه کسی دروغ، آسان نیست. با طرفداران اردوغان می نشینی (چه در میان دانشگاهیان و چه عوام) حس می کنی حق با آنهاست و جماعت گولن افرادی خطرناکند که نگاهشان به گولن به نوعی شبیه نگاه طرفداران آیت الله خمینی در آستانه بازگشت او به ایران در 1357 است و در عملیات ضد رشوه 17 دسامبر هدفشان زمین زدن اردوغان بود. روزنامه زمان طرفداران گولن را می خوانی می بینی یکسری آدمها که واقعا گروه خونشان با بنیادگرایی نمی خواند و لیبرال اند در میان طرفداران گولن هستند (مثلا ایوب جان همسر الف شفق رمان نویس معروف ترکیه). جمهوریخواهان با تاکید بسیار می گویند دولت دزد است و دستش تا مفرق در فساد اقتصادی فرورفته است (البته جماعت هم همین حرف را می زند)، و سند می آورند از نوار منتسب به مکالمه اردوغان با پسرش بلال در صبح روز 17 دسامبر 2013 . از طرف دیگر جز عدالت و توسعه هیچ حزبی جز صلح و دموکراسی (که نزدیک پ.ک.ک است) در سال اخیر این قدر عزم برای حل مسئله کردها در ترکیه از خود نشان نداده است. آخر اینکه کارنامه عدالت و توسعه از نظر پروژه های عمرانی و اقتصادی در شهرداری ها (مثلا استانبول، پروژه متروی زیردریایی مارمارای از آسیا به اروپا) بسیار موفق بوده است، ولی از نظر آزادی بیان اصلا موفق نبوده است (بستن توئیتر و زمزه بستن فیسبوک یا یوتیوب در روزهای اخیر نمونه اش).

باید تا شب ماند و دید نتیجه انتخابات چه می شود!

۱۳۹۳ فروردین ۱, جمعه

تحلیلی بر انتخابات محلی پیش رو در ترکیه

انتخابات شهرداریها حدود دوهفته دیگر در ترکیه برگزار می شود و در این میان بازار اخبار سیاسی در ترکیه بسیار داغ است (مثلا امروز به دستور اردوغان توئیتر گویا فیلتر شد). این یادداشت را چند روز قبل برای سایت جدیدالتاسیس "سامانه انتخابات و دموکراسی" نوشتم. مابقی آنرا می توانید در آدرس سایت در اینجا مطالعه کنید.

 ---------------------------------
آیا انتخابات محلی آینده تاثیری در قدرت حزب عدالت و توسعه خواهد داشت؟ انتخابات محلی ترکیه، که قرار است در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۱۴ برگزار شود، اهمیت زیادی برای رجب طیب اردوغان نخست وزیر این کشور و نیز احزاب و گروه‌های مخالف او دارد. به اعتقاد منتقدان، در دوران تثبیت قدرت حزب عدالت و توسعه که از ۲۰۰۲ قدرت را در دست دارد، یعنی تقریباً از ۲۰۱۰ به این سو، رفتارهای رهبر این حزب روز به روز خودکامه‌تر شده است و نخست وزیر اردوغان در حال پیش بردن ترکیه به سوی نوعی دیکتاتوری به سبک کشورهای آمریکای لاتین است که در آن هدف بیش از هرچیز حفظ قدرت سیاسی شخص اول است. 
در محافل روشنفکری ترکیه همچنین اردوغان متهم به بازسازی اقتدارگرایی کمالیست، کودتاگرا و پلیس‌محوری که خود در نفی آن به قدرت رسید، این بار به نفع خویش است . در واکنش به این سخنان اردوغان همیشه مخالفان را به توطئه چینی علیه خود متهم کرده و تاکید کرده است مخالفانش همان کودتاچی‌هایی هستند که می‌خواهند سرنوشتی را که برای عدنان مندرس تدارک دیدند برای او رقم بزنند. مندرس نخست وزیر محافظه کار ترکیه از حزب دموکرات در فاصله سالهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ بود که توسط نظامیان در یک کودتا اعدام شد. مخالفان این سخنان اردوغان را مظلوم‌نمایی او در توجیه عملکرد استبدادی‌اش می‌دانند. 

انتخابات محلی پیش رو در حالی برگزار می‌شود که در یک سال گذشته دو اتفاق مهم در سیاست ترکیه رخ داد که انتظار می‌رفت سیاست این کشور را دچار تغییرات شدید کنند. موضوع هردو اتفاق، البته به روش های متفاوت، بیش ازهرچیز حمله به قدرت اردوغان بود. اتفاق اول اعتراضات تخریب پارک گزی و ساختن مرکز تجاری عظیم به جای آن بود که در قالب تظاهرات گسترده تابستان سال گذشته به مدت دو ماه ادامه داشت. در این اعتراضات بیش از همه گروه‌های مختلفی از جوانان و نسل جدید و تحصیل کرده ترکیه مشارکت داشتند، و قسمت قابل توجهی از روشنفکران لیبرال،  گروه‌های چپ، و سایر احزاب مخالف از آن حمایت کردند..... (ادامه در اینجا).


۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۵, چهارشنبه

روانشناسی شرکت یا تحریم انتخابات

در استاتوسی در فیسبوک خواندم که در آن نویسنده بر اساس مشاهداتش این روزها در داخل ایران استدلال کرده بود در هیچ سرزمینی ایمان به انتخابات به اندازه جایگاهی که در میان مردم ایران دارد ندارد و مردم ایران تحت هر شرایطی پای صندوق رای می روند؛ حتی اگر بارها رایشان دزدیده شود، حتی اگر در پاسخ نه به مطالبه رای های دزدیده شده شان خون جوانانشان بر روی آسفالت خیابانها ریخته شده باشد، حتی اگر منجر به انتخاب میان بد و بدتر و بدترین شده باشند. از نظر نویسنده این ویژگی مثبت مردم ایران است و کابوس هر دیکتاتور.


من این سخن را قبول دارم ولی با یک "اگر" بسیار مهم که نویسنده به آن اشاره نکرده بود. آنچه لازم است بدان توجه کنیم آنست که یکسری عوامل روانشناسی جمعی در شرکت مردم هر کشوری (من جمله ایران) در انتخاباتها دخیلند، که عالمان سیاست و کسانی که حرفه شان نظرسنجی انتخاباتی (polling survey) است به آنها توجه می کنند (مطالعه علمی و آماری برروی تمایلات انتخاباتی مردم چیزی که ما در ایران بخاطر فضای استبدادی جمهوری اسلامی یا نداریم یا فقط کاریکاتوری ازش داریم) .

قدری که من می فهمم، یکی از عواملی که از نظر روانی در شرکت افراد در انتخابات بسیار مهم است آن است که افراد شرکت کننده اولاً نامزد مطلوب (یا تقریبا مطلوب) خود را در میان نامزدها داشته باشند، و ثانیاً "بیش از 50 درصد" امید و احتمال برد در انتخابات را بدهند. مثلاً بر اساس همین دو فاکتور می توان بخوبی توضیح داد چرا همین مردم ایران که اینقدر در مورد انتخابات ریاست جمهوری 92 پرشورند، از سال 1378 به بعد علاقه ای به شرکت در انتخابات مجلس نداشته اند. سبب آن بوده که بواسطه رد صلاحیتهای گسترده شورای نگهبان ترکیب مجلس از قبل حدوداً 80% مشخص بوده.

این یادداشتم به علاوه پاسخ به دوستانی است که می گویند چرا وقتی چند ماه گذشته سخن از دعوت از خاتمی بود برخی از شما طرفدار تحریم بودید ولی امروز طرفدار رای به هاشمی‌ شده اید. در پاسخ باید گفت عواملی که باعث ایجاد امید به برد، یا نامیدی در جمع کثیری از رای دهندگان می شود واقعاً پیچیده است. فضای پرشور انتخاباتی این روزها نه تنها چند ماه قبل که یک هفته قبل هم بر کسی قابل پیش بینی نبود! بسیاری عوامل واضح و یا مبهم در ایجاد این فضا نقش داشته اند. همه سورپریز شده ایم. پس خرده نگیرید.

۱۳۹۱ آبان ۱۷, چهارشنبه

به بهانه انتخاب مجدد اوباما

باراک حسین اوباما به عنوان 45 امین رییس جمهورِ جمهوری آمریکا، یا همان ایالات متحده آمریکا، برگزیده شد. دیشب داشتم اعلام شمارش آرا را از سی ان ان می دیدم. در مراحل اولیه شمارش آرا آرای ایالت هایی اعلام شد که درشان اکثریت با رامنی بود. خستگی مجال نداد و خوابیدم با این کابوس که نکند رامنی رئیس جمهور شود. خوشبختانه از خواب که برخواستم فقط چند دقیقه قبل از سخنرانی پیروزی اوباما بود. واقعا خوشحال شدم. اوباما در سخنرانی پیروزی اش گفت این ملت(آمریکا) بسیار بسیار متکثرند، از سیاه گرفته تا سفید، مهاجر تا نامهاجر، همجنسگرا یا دگرجنسخواه و...درش حضور دارند، ولی آنچه مارا در کنار هم متحد نگه داشته ارزشهای دموکراتیک قدرتمندمان در این جمهوری است. این سخنش دقیقا مصداق آنچیزی است که جان رالز اجماع همپوشان می خواند (من در این ویدئو از دوره فلسفه سیاسی بصورت مشروح مفهوم ایده همپوشان رالز را شرح داده ام. ویدئوها، فایل صوتی، و اسلایدهای تمام جلسات را می توانید از اینجا دانلود کنید.)

 انتخاب اوباما را باید به طرفداران دموکراسی و حقوق شهروندی در ایران، و کسانی که معتقدند راه دموکراسی در ایران از مداخله نظامی نمی گذرد تبریک گفت. البته می توان حدس زد که اوباما سیاست تحریم را در قبال پرونده هسته ای ایران کماکان ادامه خواهد داد تا جایی که  جمهوری اسلامی کوتاه بیاید. ولی در عین حال می توان مطمئن بود اوباما وارد جنگی خیلی خیلی بعید است بشود. من چنانکه در این یادداشت اشاره کرده ام، تحریم و جنگ را از نظر تاثیرشان بر دموکراسی خواهی در ایران در یک کفه نمی گذارم.

به طریق مشابه انتخاب اوباما را باید به اسلامگرایان رادیکال حاکم بر ایران که محتملاً فرصتی بزرگ را برای دشمن پروری های جدید از غرب از دست دادند لابد تسلیت گفت. اگر رامنی زبانم لال انتخاب می شد، لابد این عده از اسلامگرایان شروع می کردند به تاکید دوباره بر دوقطبی های کاذبی چون حکومت اسلامی مظلوم طرفداران مستضعفان جهان و غرب متسکبرِ قلدر نظامی گرا، و به این ترتیب فضا را بر دموکراسی خواهان ایران حتی تنگ تر می کردند. هم اسلامگرایان ولایت فقیهی ادبیات شان در سیاست خارجی جنگ طلبانه است و هم جمهوری خواهان آمریکا، و از این جهات حضور هریک از این دو گروه در قدرت در کشور مطبوعش، بر خلاف آنچه در ظاهر گاهی وانمود می شود، به نظرم قدرت گرفتن دیگری را تقویت می کند. 



از فرصت استفاده کنم و پیرو آنچه قبلا هم نوشته ام بگویم که به نظرم مدل آمریکائی حکومت ورزی، قانون اساسی آن، مجلسهای دوگانه آن (سنا و کنگره) و حتی مدل انتخابات آن، با تغییراتی به نفع بومی شدن و امروزی شدن، می تواند الگوی خوبی برای آینده ایران و قانون اساسی دموکراتیک آن (پس از قانون اساسی نادموکراتیک کنونی) باشد. قید با تغییراتی به نفع بومی شدن و امروزی شدن را اینجا آوردم، چون مثلا در مورد اینکه سیستم الکتورال کالج که پدران بنیانگذار آمریکا 200 سال قبل وضع کرده اند، لزوما بهترین باشد اصلاً نظر قطعی ندارم. بحث در این زمینه ها محتاج بحث مفصل کارشناسی است و مطالعات دقیق است.

در  مدل آمریکایی دادگاه عالی قانون اساسی مستقل است، بسیار قدرتمند است و نقش محوری دارد. در فهم من فقدان یک سیستم قضایی مدرن و قدرتمند و مستقل، به خصوص در مبحث حقوق اساسی، مسئله ای است که یکی از سرچشمه های استبداد در ایران چه در دوران پهلوی و چه جمهوری اسلامی بوده است. مدل آمریکایی با روحیه سیاسی ایرانی ها و سابقه تاریخی ایران در مورد تمرکززدایی از قدرت به صورت منطقه ای، در عین داشتن حکومت مرکزی قوی و ارتشی قدرتمند (که البته قرار نیست در سیاست دخالت کند)، سازگار است. دوستان علاقمند را به مطالعه جدی ساختار حکومتی آمریکا و مدل فدرالیسم آن دعوت می کنم. مدل امریکایی فدرالیسم گرچه مدلی فدرال است، ولی ترسهای رایج و بعضا توهم آمیزی که در ایران در مورد فدرالیسم وجود دارد (خصوصا در بحث جدایی)، اصلاً شامل حال آن نیست.

در این زمینه کتاب "نامه های فدرالیستی" اثر هامیلتون، مدیسون و جی، یکی از متون محوری است. دادگاه عالی قانون اساسی در آمریکا از این متن برای تفسیر قانون اساسی مدد می گیرد. رالز در لیبرالیسم سیاسی وقتی می نویسد متونی تاریخی در فلسفه سیاسی هستند که (استثنائا) نقشی محوری در ساختار حقوقی یک کشور ایفا می کنند، به نظرم به این کتاب اشاره دارد.