‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات 92. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب انتخابات 92. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ خرداد ۲۵, یکشنبه

دولت روحانی بعد از یکسال

کمی بیشتر از یکسال قبل خیلی از ماها در نهایت بر تردید غلبه کردیم و تصمیم گرفتیم در انتخابات شرکت کنیم. امروز که من به عملکرد یکسال گذشته دولت روحانی نگاه می کنم، به نظرم تصمیم ما در آن مقطع درست بوده است. امروز پس از گذشت یکسال مرزبندیها مشخص شده است، و هم خود روحانی و هم مخالفان اسلامگرایش می دانند که چه کسانی پایگاه اجتماعی دولت یازدهم هستند، و چه تفکراتی "دلواپس" اویند. اگر بخواهم نمره بدهم، به نظرم بیشترین نمره را در وزارت خانه های روحانی وزارت امور خارجه بگیرد، و پایین ترین نمره را وزارتهای کشور و دادگستری و اطلاعات. وضعیت وزارتهای فرهنگ و علوم کمی بالاتر از متوسط است. مهمترین اشتباه روحانی در انتخاب وزرا در چارچوب وسعش شاید انتخاب رحمان فضلی بوده است. تیم اقتصادی روحانی هم باید حواسشان باشد که عدم توجه به عدالت اقتصادی آنهم در دوران پسا احمدی نژاد می تواند پاشنه آشیل دولت باشد.


به نظرم تجربه انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته به ما می گوید باید در انتخاباتهای آینده خبرگان و مجلس شرکت کرد و به نامزدهایی که بیشترین زاویه را با اصولگرایان افراطی دارند رای داد. همینکه بتوان از تعداد افراطیون در مجلس و خبرگان به تعداد قابل ملاحظه کاست گام بزرگ بعدی در اصلاح است.

با تمام اینها من تا وقتی که قانون اساسی موجود با یک قانون اساسی لیبرال-دموکراتیک عوض نشود، وضعیت را مطلوب نمی دانم. برای شخص من دولت روحانی مرحله ای گذار برای تحولات مهمتر و عمیق تر در آینده به سمت دموکراسی واقعی است که در آن تمام طرز تفکرها (ی معقول) اجازه مشارکت آزادانه در سیاست کشور را داشته باشند.

۱۳۹۲ تیر ۴, سه‌شنبه

نکته ای روش شناسی در مورد بحث تقلب در انتخابات 88

 وقتی می گوییم در انتخابات 88 تقلب شده، عده ای ممکن است بگویند از کجا "یقین" دارید؟ بعدش هم می گویند تا شما دلیل یقینی برای تقلب در انتخابات 88 نیاورید ما باور نخواهیم کرد. در جواب این دوستان باید گفت اگر دنبال یقین ریاضی در مورد امر تقلب در انتخابات 88 هستید، دنبال چنان یقینی نباشید چون تحصیل آن بسیار دشوار است و محتملا ناکام خواهید ماند. اصولا در علوم انسانی وحتی فلسفه، به جز مواردی بسیار معدود، تحصیل یقین (چنانکه در ریاضیات و منطق ممکن است) ممکن نیست. مثلا قضیه اثبات وجود خداوند را در نظر بگیرید. بسیاری مومنان در عالم به وجود خدا معتقدند، ولی بعد از کانت بسیاری فلاسفه معتقدند که خداوند را نمی شوند با روشهای ریاضی اثبات یا انکار کرد و تلاش فلاسفه اسلامی و مسیحی ظاهرا عبث است...


شاید یقین مشاهدتی/تجربی مستقیم در مورد تقلب در انتخابات 88 هرگز حاصل نشود. اگر چنان یقینی قرار باشد دست دهد فقط زمانی خواهد بود که یکی از کسانی که از "نزدیک" شاهد ما وقع در شب انتخابات 22 خرداد 88 بوده اند (مثلا احمدینژاد، آقای خامنه ای، مجتبی خامنه ای، محصولی، جنتی، طائب...) اعترافی کنند (که البته هیچ تضمینی برای چنان اعترافی نیست). در فقدان چنین نوعی از یقین (که البته در علوم انسانی و دانش روزمره ما فقدان آن هیچ امر عجیبی نیست) آیا ما ناکام مانده ایم؟ البته که نه! در فقدان مشاهده مستقیم فقط روش مبنا گرایانه (foundationalism) شاید در توجیه تقلب در انتخابات 88 ناکام بماند. (البته آنهم شاید)

روشهای دیگری برای توجیه (justification) وجود دارند که می توان بدانها برای اثبات تقلب توسل جست، مانند انسجام گرایی (coherentism) یا استنتاج برای بهترین تبیین (inference to the best explanation). به عنوان مثال در روش استنتاج برای بهترین تبیین ما یک پدیده داریم و چندین نظریه رقیب که در پی توضیح آن هستند. فرض کنید در کانتکست ما، پدیده مورد نظر نتایج انتخابات 88 و 92 است (به فرض اطمینان از صحت انتخابات 92). یک تئوری این است که مقایسه این داده ها تقلب 88 را تایید می کنند، تئوری دیگر می گوید مردم فریب خوردند و تقلبی در 88 در کار نبود. باید دید کدامیک از این دو تئوری داده های ما را بهتر توضیح می دهند. من بنا بر دلایلی که فقط چند نمونه از آنها را در استاتوس قبلی آوردم معتقدم فرض تقلب در انتخابات 88 (در کنار فرض صحت 92) خیلی بهتر این داده ها را توضیح می دهد و فرض صحت انتخابات 88 درست نیست.

در نهایت چنانکه قبلا هم در وبلاگ اشاره کرده ام اگر قرار باشد مسئله تقلب در انتخابات 88 به صورت حرفه ای و ملی دنبال شود، شاید بهترین راه این باشد که مرکزی ملی تاسیس شود و تمام شواهد جمع و مستند و بایگانی شوند. کار یکی دو نفر به تنهایی نیست.

۱۳۹۲ خرداد ۲۷, دوشنبه

امکان اثبات تقلب در انتخابات 88 با دستاوردهای علوم سیاسی

ظاهرا توپخانه اصولگرایان/ولایتمداران براه افتاده تا پلی بزنند میان شمرده شدن درست آرا در انتخابات 92 و مردود بودن تقلب کلان و مهندسی در انتخابات 88 و در نتیجه کوبیدن جنبش سبز. بسیاری از وبلاگها و وبسایتهای اصولگرا شروع کرده اند به قلم پردازی در این زمینه. به نظرم باید جواب درخور را به ایشان داد خصوصا اینکه در برخی تحلیلها ممکن است این فضا مقدمه ای باشد برای محاکمه میرحسین موسوی و کروبی در کنار احمدی نژاد و تبرئه آقای خامنه ای
ولی اصولگرایان غافلند که امروز جامعه شناسی سیاسی و علم سیاست تطبیقی بسیار رشد کرده و می تواند بخوبی مشت گندم نمایان جوفروش را باز کند. یعنی می توان با تکیه بر ابزار جامعه شناسی و علوم سیاسی تقلب در انتخابات 88 را اثبات کرد، خصوصا اگر پژوهش مفصل، دقیق و آکادمیک در این زمینه انجام شود.

من پیشنهاد می کنم تیمی از دوستان داوطلب علوم سیاسی و جامعه شناسی کار پروژه ای آکادمیک و مبسوط تعریف کنند برای اثبات تقلب در انتخابات 88 با مقایسه رفتار انتخاباتی مردم ایران و سبد آرای ریخته شده به جریانهای سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب در انتخابهای 76، 80، 84 ، 88 و 92. نتیجه چنان پژوهشی لازم است به دو زبان فارسی و انگلیسی در ایران و خارج ایران منتشر شود. در انتخابات گذشته تاثیرات عملی بسیار مهم پژوهشهای علمی/آکادمیک در مورد انتخابات را در نظرسنجی های سایت آیپوس به مدیریت حسین قاضیان دیدیم. از تجریه ایپوس می توان در پروژه فوق الذکر در مورد تقلب در انتخابات هم استفاده کرد.
این نوشته عمار ملکی هم می کوشد نشان دهد رفتار انتخاباتی منسوب به مردم ایران در انتخابات 88 با رفتار انتخاباتی ایشان در هیچ کدام از انتخاباتهای قبلی سازگار نیست. این استدلال را می توان به انتخابات 92 هم تعمیم داد.
این سخنان محمد دهقان عضو هیات رئیسه مجلس نشان می دهد چگونه کسانی در جریان اصولگرا با تکیه بر روشهایی غیرعلمی و من درآوردی می کوشند سبد آرا ریخته شده به روحانی در انتخابات اخیر را به نوعی که به ضرر جریانشان نباشد تفسیر و عرضه کنند. تنها راه برخورد با چنین تفاسیرسطحی یا غرض ورزانه ای تحلیل علمی و جامعه شناختی آرا داده شده است.

اعتدال یا اصلاح طلبی پایدار؟

شعار اعتدال که آقای روحانی به عنوان شعار دولت خود برگزیده اند بسیار شهودی و جذب است (مثلا بخوبی نشان می دهد که عملکرد دولت احمدینژاد مصداق عملکرد افراطی=نامتعادل است و در نتیجه غیر قابل قبول). مفهوم اعتدلال به عنوان یک معیار اخلاقی ریشه در اندیشه اخلاقی ارسطو دارد. ارسطو می گفت عمل فاضلانه عملی است که میان افراط و تفریط قرار دارد. این اندیشه ارسطویی در سده های میانه در اندیشه اخلاقی برخی فیلسوفان مسلمان هم تاثیر گذاشته است و امروز مفهومی آشنا در فرهنگ ماست.

با این حال نقطه ضعف مهم اعتدلال به مثابه یک شعار سیاسی ابهام بالای آن است، طوری که هرکسی می تواند تفسیر خودش از اعتدال را ارائه دهد. به عنوان مثال امروز آقای علم الهدی امام جمعه مشهد گفته است "پیروزی آقای روحانی در واقع پیروزی گفتمان اعتدال بود نه اصلاح‌طلبان....اعتدال بايد يك راهکار و اصل برای توسعه استکبارستیزی باشد." در تفسیر ایشان اعتدال متفاوت از اصلاح طلبی است. به همین منوال می توان پرسید آیا دموکراسی خواهی (و نفی ولایت فقیه) افراط است یا اعتدال؟ مخالفت با تحمیل حجاب اجباری از سوی دولت بر جامعه چه؟

به نظر لازم است آقای روحانی و گروه مشاوران ایشان تعریف دقیقتری از اعتدال بدست بدهند تا این مشکلات غلبه شود. من جای آقای روحانی بودم شعار "اصطلاحات پایدار" (در برابر اصلاحات ناپایدار دوره خاتمی) را نیز به شعار دولت خود در مورد اعتدال اضافه می کردم که بخاطر دقت و وضوح خود راه را بر بدفهمی می بندد. اصلاح طلبی پایدار یعنی نوعی از اصلاح طلبی که منجر به نوعی از تغییرات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و حقوقی به نفع برقراری دموکراسی شود که در پایان هشت سال (دو دوره ریاست جمهوری) قابل بازگشت به قبل از خود نباشد (امری که اصلاحات دوره آقای خاتمی فاقد آن بود.)