‏نمایش پست‌ها با برچسب سوریه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سوریه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ تیر ۲۲, سه‌شنبه

جنگ سوریه و ناسازگاری‌اش با منافع ملی درازمدت ایران

به نظر من سیاستهای ایران در حمایت مطلق از اسد در جنگ سوریه در درازمدت بر ضد منافع ملی ایران است.

من اجازه دادن فرانسه برای اینکه سازمان مجاهدین یکی از بزرگترین گردهمایی‌هایش را با حضور برخی سیاسیون بازنشسته ولی مطرح بر ضد ایران برگزار کند، قدری ناشی از نارضایتی فرانسه از سیاست جمهوری اسلامی در سوریه می بینم. خوب است حملات پاییز گذشته در پاریس را به یاد بیاوریم، و اینکه بمبگذاران از سوریه وارد اروپا شده بودند. جنگ سوریه امنیت همه دنیا را به خطر انداخته است. اینکه تیره شدن شدید رابطه ایران و عربستان که در سخنان ترکی فیصل در گردهمایی مجاهدین تجلی بارز داشت هم بخش مهمی اش ناشی از اختلاف نظر برسر سوریه است، بر کسی پنهان نیست. آشتی ترکیه با اسرائیل هم را هم باید دقیقا در این بستر فهمید. سیاست جنگی در منطقه دوستی برای ایران، جز روسیه و اسد و حزب الله، باقی نگذاشته است.

۱۳۹۴ آذر ۵, پنجشنبه

رابطه اصلاح دینی و اصلاح سیاسی: موردهای متفاوت سوریه و ایران

فرصت گذاشته ام تا قدری بیشتر در مورد اندیشه سیاسی و اصلاح دینی در سوریه بخوانم. یکی از کسانی که تحقیقات آکادمیک بسیار خوبی در مورد سوریه کرده است استاد جوانی در بخش اسلام شناسی دانشگاه ادینبورگ است با نام توماس پیرت (Thomas Pierret). او کتاب و مقالات متعددی در مورد اسلام سیاسی در سوریه، رابطه حکومت بعث اسدهای پدر و پسر با روحانیون سنی و موارد مشابه به انگلیسی و فرانسه منتشر کرده است و خوشبختانه بسیاری مقالاتش در صفحه او در آکادمیا قابل دانلود هستند.

به این نتیجه رسیده ام که رابطه اصلاح دینی و اصلاح سیاسی در سوریه و ایران بسیار متفاوت بوده است. از قدیم الایام حکومت بعثی مشکل جدی با نظریه هایی که نوعی اصلاح‌طلبی رادیکال را در اسلام تبیین می کرده اند نداشته (گرچه ترویج شان هم نمی کرده)، ولی هرگونه فعالیت برای اصلاح سیاسی به سمت دموکراسی را به شدت سرکوب می کرده است. از طرفی روحانیون سوریه به صورت سنتی بسیار محافظه کار بوده اند (روحانی که می گوییم منظور در میان اهل سنت است چون علویان روحانی ندارند). همین باعث شده که دین شناسی مدرنیستی رادیکال کسانی چون محمد شحرور، به صورت محدود هم که شده اجازه فعالیت داشته باشد، ولی تنها در میان نخبگان بماند و در اندیشه های مردم عادی نفوذی نکند، و در عوض دین عوام را تنها روحانیون خط دهی کنند. شاید از اینروست که اسلام مردم کوچه و بازار در سوریه بسیار محافظه کارانه، و مستعد مورد سو استفاده قرار گرفتن از سوی گروههای افراطی سنی و سلفی است. پیرت می گوید راه اصلاح در سوریه از اصلاح سیاسی می گذرد و من هم در این باور با او هم عقیده‌ام.

۱۳۹۳ مهر ۱۵, سه‌شنبه

لزوم تجدید نظر سیاست ایران و ترکیه در مورد سوریه

کسانی که سرشان در رقابت منطقه ای میان ایران، آمریکا، ترکیه، عربستان سعودی و روسیه و غرب بی کلاه مانده مردم کرد کوبانی و تمام مردم سوریه اند.

دیروز احمدداووداوغلو نخست وزیر ترکیه در مصاحبه با کریستین امانپور گفت "ما با شیطان [اسد] برای مقابله با یک شیطانی دیگر [داعش] همکاری نمی کنیم". او گفت ریشه بوجود آمدن داعش نبودن آلترناتیوی برابر اسد در سوریه است، اسدی که به عنوان نمونه روشش برای شکستن مقاومت شهرها محاصره و ایجاد مانع برای ورود مواد غذایی برای از قحطی مردن شهروندانش بود، اسدی که سلاح شیمیایی و بمب بکار برد. عدالت و توسعه در ترکیه معتقد است مسئله داعش بدون کنار رفتن اسد حل نمی شود و به شرطی حاضر به همکاری نظامی در حمله نظامی به داعش است که برای اسد هم منطقه پرواز ممنوع و سایر تضییقات ایجاد شود. نگرانی دیگر، و به نظر من بیجای، ترکیه مسلح شدن پ.ک.ک در جریان نبرد با داعش و بعداً بکار بردن همان سلاحها علیه ترکیه است. به نظر من ایران باید در سیاستش در مورد حمایت یکجانبه از اسد در سوریه به جد تجدید نظر کند و مشابه سیاستی که اخیراً در مورد مالکی در عراق پی گرفت بکار بندد. ایران و آمریکا و ترکیه و کشورهای عربی بجای سیاست باخت-باخت باید سیاست برد-برد پیشه کنند. مطمئن باشیم با یک سیاست بشردوستانه منافع ملی ایران در سوریه و در قبال اسرائیل هرگز صدمه نمی خورد. ترکیه هم باید بجای سیاستهای ملی‌گرایانه حقوق کردها را برسمیت شناسد.

۱۳۹۳ شهریور ۲۵, سه‌شنبه

بر ضدِ فرقه گرایی دینی در سوریه

به مناسبت بدرقه یک دوست خوب انگلیسی-پاکستانی با دوستان دانشگاه در استانبول رفتیم رستورانی کنار تنگه بوسفوروس. در مسیر راه با یکی از دانشجویان دوره لیسانس که سوریه ای بود آشنا شدم. موها و ریش بوری داشت و شلوارک پوشیده بود. اهل شهر حمص بود و از محله ای که زمانی یکی از پایگاههای انقلابیون سوریه بوده است. کمتر از 23-24 سال سن داشت و از خانواده ای سنی. پدر و برادرش را نیروهای بشار اسد کشته بودند و معتقد بود اسد نوکر ایران و روسیه و چین است. وقایع جنگ را که قدری توضیح داد راستش از اینکه حکومت کشورم در سرکوب هموطنانش اینقدر نقش داشته است خیلی شرمگین شدم. به جایی رسید که نتوانستم دیگر گوش بدهم و دیدم سرم دارد گیج می رود از عذاب وجدان و بحث را عوض کردم. گفت پدرم کارمند آتش نشانی بود و غیرنظامی و به خاطر خوردن ترکش به قلبش مرد ولی برادرم سلاح به دست و جز ارتش آزاد سوریه کشته شد.


به او گفتم بزرگترین خطای انقلابیون مخالف اسد آن بود که سلاح به دست گرفتند و از گاندی نیاموختند. گفتم اگر هم کشته می شدید نباید می کشتید. از موسوی و جنبش سبز مثال زدم و تاکیدشان بر مبارزه خشونت-پرهیز برای نابودن نشدن ایران. با دقت گوش کرد و بعد سرش را تکان داد و گفت کاملاً راست می گویی.

او که از دفاع مطلق و فرقه گرایانه حکومت ایران از شیعیان سوریه و خاندان اسد می گفت و اینکه یکی از اسباب شورشهای سوریه این بوده که سنی ها ذیل حکومت اسد سالها خود را شهروند درجه دو حس می کرده اند، هی به یاد این سخن رالز می افتادم که در کتاب لیبرالیسم سیاسی نوشته است:
the zeal to embody the whole truth in politics is incompatible with an idea of public reason that belongs with democratic citizenship.
"عطش به تجسم بخشیدن به تمام حقیقت [حقیقت مطلق] در سیاست با اندیشه خرد عمومی که متعلق به [اندیشه] شهروندی دموکراتیک است ناسازگار است"(رالز، مقاله "بازنگری در خرد عمومی"، 1997، ص. 767)
رالز معتقد بود اینکه خود را در سیاست حقیقت مطلق بدانی اساس تمام خشونت ورزیها و جنگهای خونبار دینی است. شیعه و سنی قرن بیست و یکمی یا کاتولیک و پروتستان قرن شانزدهمی هم ندارد.


پی نوشت- عکس متعلق به ویرانه ای است که نامش حمص است.

۱۳۹۳ فروردین ۷, پنجشنبه

در مورد درد و رنج مردم سوریه و به بهانه شهادت سرباز مرزبان وطن

موج همدلانه و شایسته ستایشی که برای آزاد شدن سربازهای مرزبان کشورمان به راه افتاده نشان دهنده همبستگی ملی ماست و بهانه شد این چند سطر را بنویسم. من این سخن را که برخی می گویند حقوق بشر فقط در چارچوب مرزهای ملی، یا همان دولت-ملت، معنا دارد و ورای آن یاوه است و باید صرفا رئالیست بود و به موازنه قوا توجه کرد قبول ندارم. البته که ملی گرایی پسندیده است و البته که موازنه قوا بسیار مهم، منتهی اینها نباید چشم ما را نسبت به درد و رنج انسانهایی که با آنها در داخل یک مرز/کشور زندگی نمی کنیم ببندد. من در ترکیه می بینم دهها هزار آواره سوری که با خاطر ماشین کشتار بشار اسد و گروههای اپوزوسیون مسلح تندرو و تکفیری مجبور به ترک وطن شده اند و از کمترین امید به زندگی زندگی محرومند چه رنجی می کشند. چند هزار سال میراث فرهنگی و تاریخی سوریه (از زمان امپراطوری روم باستان تا دوران طلایی تمدن اسلامی و سوریه امروزی که نزار قبانی شاعرش است) متعلق به همه بشریت است و نه فقط سوری ها، بگذریم از اینکه چون سران کشور ما به صورت خیلی آشکار از یکی از طرفین سرکوبگر جنگ یعنی بشار اسد حمایت می کنند، به نظرم وظیفه ایرانیان برای جلوگیری از نابودی سوریه در سایه جنگ حتی و نقد حاکمانشان از این منظر بیش از سایر ملل است.

کاش این حساسیت کاملا بحق مان برای آزادی مرزبانان هموطن مظلومی که اسیر گروههای افراطی مسلح هستند را به حساسیت به کشته و آواره شدن هرروزه دهها مرد و زن و کودک سوری توسط بشار اسد و گروههای مسلح اپوزوسیون و تکفیری هم بسط دهیم و تا تمام سوریه نابود نشده کمپین صلحی برای سوریه براه بیندازیم. من سیاست های دولت روحانی را در مورد سوریه بسیار ضعیف و منفعلانه (در برابر گروههای افراطی داخلی که دست شان در کاسه بشار اسد است) می یابم.


پی نوشت- عکس مربوط به تئاتری به جا مانده از دوران پیش از اسلام در سوریه است.

۱۳۹۲ شهریور ۲۸, پنجشنبه

ایرانیان و لزوم ایجاد کمپین صلح در سوریه

دارم مستندی از سی ان ان تورک می بینم، تهیه شده توسط جنید اوزدمیر مجری معروف این شبکه، در مورد جنگ داخلی در سوریه. خیلی خیلی متاثر شدم. به جد به این نتیجه رسیدم ما ایرانی ها باید کمپینی به راه بیندازیم برای برقراری صلح و آتش بس عادلانه در سوریه، و از این جهت به دولت روحانی، و از طریق آن به خامنه ای برای اتخاذ سیاست معقول در سوریه بجای حمایت کورکورانه از رژیم اسد، فشار بیاوریم.

 ابتدای فیلم مستند با گفتگو با برخی ساکنین بزرگترین کمپ پناهجویان سوری مستقر در ترکیه، واقع در شانلی اورفا در نزدیکی مرز با سوریه، انجام شد. مردم زیادی را نشان داد که زمانی خانه و کاشانه داشتند و الان در بدترین وضعیت دارند در چادر زندگی می کنند. بعد گزارشی را نشان داد که خبرنگار شبکه با هزار مکافات از داخل سوریه، و شهر حلب تهیه کرده بود. شهر حلب تبدیل شده به صحنه جنگ پارتیزانی میان نیروهای نزدیک به ارتش آزاد سوریه و جهادیها از دیک طرف، و ارتش سوریه از طرف دیگر. اگر می خواهید تصوری از وضعیت الان سوریه در نظر آورید وضعیت بوسنی را هنگام جنگ به یاد آورید. بمباران هواپیماهای ارتش اسد بر علیه مخالفان تلاف زیادی هم از غیرنظامی ها گرفته است، علتش هم واضح است: میدان نبرد و شهر یکی است، و وقتی هواپیمای اسد بمبی می اندازد بر سر نیروهای ارتش آزاد و جهادیها، غیرنظامیانی که در آن محله هنوز خانه دارند هم ممکن است کشته شوند. اگر فرض کنیم که حکومت اسد حکومتی مشروع بوده است (که البته فرضی واقعا محل بحث است)، واضح است که اگر در آغاز ناآرامیها اسد استعفا می داد، محتملا امروز تعداد بسیار کمتری در سوریه کشته می شدند. البته که این به هیچ وجه به معنای موجه بودن روش مبارزه مسلحانه ارتش آزاد سوریه نیست. نکته دیگر آنکه در ترکیه عدالت و توسعه از ارتش آزاد سوریه حمایت می کنند، و حزب جمهوریخواه مردم مخالف صریح حمایت اردوغان از مخالفان است. علویها در ترکیه نوعی همدلی با نظام اسد دارند، چون از غلبه سنی ها و اسلامگرها بر خود می هراسند.

محتملا اگر حاکمان کشور ما، یعنی آقای خامنه ای و سپاه، از اسد حمایت نمی کردند، ماشین سرکوب اسد تا امروز دوام نمی آورد. حفظ منافع ایران در برابر اسرائیل البته مهم است، ولی اگر قرار است به قیمت جان هزاران کودک سوری به دست بیاید، مصداق برگرفتن افسد برای دفع فاسد است.