۱۳۹۹ آبان ۲۶, دوشنبه

تاملی در رابطه جمهوری آذربایجان - اسرائیل؛ با تمرکز بر موضوع قره باغ

 

توافق تاریخی آذربایجان و ارمنستان برای صلح با وساطت روسیه و البته حمایت ترکیه در ۹ نوامبر، از دید بسیاری تحلیلگران یک پیروزی بزرگ برای آذربایجان و شکستی برای ارمنستان محسوب شد. در جمهوری آذربایجان مردم این رخداد را جشن گرفتند، ولی در ارمنستان اعتراضات پاگرفت و حتی گفته شد برخی مخالفان تندرو به علت نارضایتی از عملکرد نیکول پاشینیان، نخست‌وزیر، قصد ترور او را داشتند که با دخالت نیروهای امنیتی ناکام ماند.

فضای مجازی همچنان پر است از واکنش‌ها به این توافق. در روزهای گذشته یک حساب کاربری با نام «انجمن آذربایجانی‌های مقیم کالیفرنیا» ویدئوهایی از افرادی یهودی منتشر کرد که پرچم‌های اسرائیل و آذربایجان در دست در خیابانهای باکو قدم می زدند و می گفتند: «یاشاسین آذربایجان» (زنده باد آذربایجان). در ذیل یکی از این ویدئو ها با اشاره به اینکه حکومت جمهوری آذربایجان رسما سکولار است، ولی نود درصد ساکنانش مسلمانان شیعه هستند، نوشته:

«کشور مسلمان دیگری را جز آذربایجان به من نشان دهید که در آن یک یهودی بتواند آزادانه، پرچم اسرائیل در دست، در خیابان راه برود و مردم به او شالوم (سلام عبری) هم بگویند.»

(جالب آنکه این اتفاق نه فقط مثلا در ایران  یا مصر که در ترکیه، متحد استراتژیک آذربایجان در جنگ قره باغ هم تقریبا ناممکن است.) گفته می شود جمهوری آذربایجان یک اقلیت ۳۰ هزار نفری از شهروندان یهودی دارد که به اصول این جمهوری هم وفادارند و حتی در جنگ اولیه قره‌باغ در برابر ارمنستان کشته داده اند. روستایی هم با نام قیرمیزی قصبه (روستای قرمز) در استان قوبا در شمال شرقی جمهوری آذربایجان وجود دارد که ظاهرا از معدود روستاهای باقیمانده در جهان در خارج اسرائیل است که ساکنان آن تماما یهودی هستند.  

در طرف ارمنی داستان متفاوت است. شاید عجیب به نظر برسد، ولی گزارش‌های متعددی وجود دارند که می‌گویند احساسات ضدیهودی در ارمنستان مسیحی بیشتر از آذربایجان عمدتا مسلمان‌نشین است. برخی تحلیلگران اینرا به گرایش‌های اسلام‌گریزانه و سکولار حکومت علی‌اف ها در جمهوری آذربایجان، در برابر نفوذ عمیق کلیسای حواریون ارمنی در سیاست ارمنستان نسبت می‌دهند. ارمنستان نخستین کشوری در جهان است که در قرن چهارم میلادی بطور رسمی مسیحیت را قبول کرد، و احتمالا خوانش قرون وسطایی از مسیحیت که در آن احساسات ضد یهودی غلیظ وجود دارد (یهودیان همچون همدستان قتل مسیح الهی)  در این کشور حضور پررنگ دارد و در اذهان است.

این موضوع و برخی عوامل دیگر سبب شده در منازعه اخیر قره باغ اسرائیل عملا در کنار جمهوری آذربایجان قرار گیرد و  درمقابل ارمنستان بجنگد.

 


رابطه تسلیحاتی-نفتی آذربایجان و اسرائيل

مطابق برخی گزارش‌ها اسرائیل بیش از شصت درصد کل واردات اسلحه به جمهوری آذربایجان را در سال‌های اخیر تامین کرده و در مقابل باکو سهم بزرگی در تامین نفت مورد نیاز اسرائیل دارد. به نظر مسیر انتقال نفت آذربایجان به اسرائیل خط لوله استراتژیک باکو-تفلیس- جیحان است که نفت جمهوری آذربایجان را به مدیترانه شرقی منتقل می‌کند و از مسیر کشورهای گرجستان و ترکیه می‌گذرد. طبیعتا نفتی که مسیر انتقال آن از ایران نمی‌گذرد و ربطی به ایران که همسایه جمهوری آذربایجان است ندارد، نفعی اقتصادی هم برای جمهوری اسلامی، بر خلاف گرجستان و ترکیه، نخواهد داشت. این در حالی است که اگر این خط لوله از ایران بجای گرجستان می‌گذشت، مسیرش کوتاه‌تر می‌شد.

ارتش آذربایجان در جنگ قره باغ علیه ارمنستان از پهپادهای ساخت اسرائیل، به طور مشخص پهپادهای انتحاری هاروپ، به کرات استفاده کرد. استفاده از این پهپادهای پیشرفته دست بالا را در میدان رزم به آذربایجان می‌داد و البته باعث اعتراض شدید، ولی ناموثر، مقام‌های ارمنستان به اسرائیل شد که مدعی بودند آذربایجان از این سلاح‌های گران قیمت برای هدف قرار دادن اهداف غیرنظامی در منطقه قره باغ استفاده می‌کند.

آذربایجان بواسطه درآمدهای نفتی خود در سال‌های اخیر (امری که ارمنستان از آن بی‌بهره است) بسیار پردرآمدتر از ارمنستان است و گفته می‌شود حجم خرید تسلیحاتی آذربایجان از اسرائیل در سال‌های اخیر به رقم بزرگ هفت میلیارد دلار هم رسیده است.

 

موضع اسرائیل در مورد کشتار ارامنه در آناتولی شرقی

اسرائیل و آذربایجان (و ترکیه) بده بستان فرهگی هم دارند. برغم تمام فشار‌های لابی ارمنی در جهان و ایالات متحده، اسرائیل تاکنون از پذیرش رسمی آنچه «نسل‌کشی ارامنه» توسط ترکان عثمانی در اوائل قرن بیستم و اثنای جنگ جهانی اول خوانده می‌شود، خودداری کرده و در عوض تنها به عبارت «قتل عام» در توصیف کشته شدن دهها هزار ارمنی در آن سال‌ها اکتفا کرده. اطلاق واژه نسل‌کشی تبعات حقوقی خاصی برای ترکیه دارد که به نوبه خود موجب شده ترکیه در تمام این سالها از زیر بار رفتن آن خودداری کند. به نظر می‌رسد اسرائیل همچنان مایل نیست ترکیه برهبری رجب طیب اردوغان را، برغم اختلاف مواضع فزاینده دو کشور در سال‌های اخیر خصوصا در موضوع فلسطین، از خود عصبانی کند و در نتیجه توجهی به درخواست لابی ارمنی ندارد.

تحلیلگرانی که منتقد این وضعیت هستند می‌گویند اسرائیل خود کشوری است که بر اساس یک ادعای نسل‌‌کشی (هولوکاست یهودیان توسط آلمان نازی هیتلر) تاسیس شده و سیاست‌های خود را توجیه می‌کند. پس منطقی به نظر می‌رسد کشوری که خود قربانی نسل‌کشی بوده نسل‌‌کشی در سایر نقاط جهان را نیز محکوم کند. با اینحال به نظر می‌رسد رئال پولیتیک یا واقع‌گرایی سیاسی، که اصل اساسی کشور  کوچک اسرائیل در روابط بین‌الملل است، مانع اتخاذ چنان رویکردی در مورد تاریخ ارامنه از سوی اسرائیل شده. وقتی پای منافع اسرائیل پیش می آید، ملاحظات اخلاقی جایی در محاسبات سیاست خارجی این کشور ندارند.

فاکتور ایران

موضوع ایران مسئله ای است که باید در نوشتار جداگانه‌ای بدان پرداخت، اما اخبار غیررسمی متعدد حکایت از آن دارند که آذربایجان یکی از کشورهایی در همسایگی ایران است که اسرائیل از آنجا، بالقوه یا بالفعل، برای رصد اطلاعاتی ایران استفاده می‌کند. با توجه به دشمنی عمیق میان ایران و اسرائیل البته این موضوع عجیب به نظر نمی‌رسد و البته موجب ناخشنودی ایران است. حساسیت ایران به حضور محسوس یا نامحسوس اسرائیل در جمهوری آذربایجان به حدی است که یکی از نویسندگان خبرگزاری حکومتی فارس اخیرا در یادداشتی نوشت اسرائیل با حضور در مرزهای شمال غرب ایران، می‌خواهد سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن را برای واگرایی میان کشورهای منطقه پیگیری کند. به نظر این نویسنده که منتقد نزدیکی تاریخی اخیر میان ایران و جمهوری آذربایجان در مسئله قره باغ است، تلاش برای مهار جمهوری اسلامی و ایجاد تحریکات قومی در داخل ایران، از اهداف اسرائیل در حمایت از جمهوری آذربایجان است. نویسنده همچنین، مانند برخی دیگر از تحلیلگران، گفته اسرائیل با حضور در جمهوری آذربایجان می‌خواهد امنیت خط انتقال انرژي‌های نفتی و گازی آذربایجان به سمت خود را تضمین کند و بدین ترتیب امنیت انرژی خود را در برابر رقیبش یعنی ایران، بالا ببرد. جالب آنکه دیگر متحد ایران در روابط بین الملل، یعنی روسیه هم، روابط گسترده‌ای با اسرائیل دارد.

 

توضیح: این مقاله پیشتر در زمانه منتشر شده است.

 

۱۳۹۹ آبان ۲۲, پنجشنبه

تغییر موضع جمهوری اسلامی در مسئله قره باغ؟ نگاهی پس از توافق تاریخی آتش بس

  

رئیسان جمهوری ارمنستان و جمهوری آذربایجان سرانجام بعد از شش هفته درگیری‌ بر سر منطقه قره‌باغ کوهستانی با امضای توافقی تاریخی با وساطتت روسیه به درگیری‌ها پایان دادند. این توافق برای هیچ‌کدام از دوطرف برد صددرصدی نیست، ولی با خواندن بندهای آن متوجه می شویم برنده نهایی این آتش ‌بس آذربایجان است، و البته روسیه که مطابق این توافق قدرت اصلی حافظ صلح در منطقه اعلام شده. بر اساس متن توافق آتش‌بس قره‌باغ، نیروهای ارمنی بدون درگیری شهرستان‌های آغدام، کلبجر و لاچین را به جمهوری آذربایجان پس می‌دهند.

پاشینیان نخست‌وزیر ارمنستان گفته قبول شرایط این آتش بس برای او بسیار سخت بوده است، به تعبیر خمینی هنگام پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت در پایان جنگ ایران و عراق، احتمالا بشود گفت همچون نوشیدن یک جام زهر. حالا ، معترضان مقابل پارلمان ارمنستان در ایروان تجمع کرده‌اند و خواهان استعفای پاشینیان هستند. به نظر می‌رسد فشار ملی‌گرایان افراطی ارمنی آینده سیاسی پاشینیان را با ابهام‌های زیادی روبرو خواهد کرد. ولی آنچه موضوع این نوشتار است، موضع اخیر ایران در مناقشه قره باغ است.

محمود واعظی، در توییتر نوشته جمهوري اسلامي از ميانجگيري روسيه ميان آذربايجان و ارمنستان و پذيرش آتش‌بس از سوي طرفين استقبال مي‌كند. رئیس‌ دفتر حسن روحانی نوشته جمهوری اسلامی بر پايبندي آذربایجان و ارمنستان به مرزهاي بين‌المللي و حفظ حقوق شهروندي همه اقشار تاكيد دارد و اظهار امیدوارم کرد توافق بدست آمده اجرایی گردد و تنها روی کاغذ نماند.

رابطه ایران و جمهوری آذربایجان در سی سال گذشته و پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی دچار فراز و نشیب‌های بسیاری بوده، ولی شاید بتوان ادعا کرد هرزمانی که روابط دوکشور سرد بوده، موضع ایران در مورد مناقشه قره باغ کوهستانی، آشکارا یا پنهان، در کانون این سردی روابط قرار داشته. حالا به نظر می‌رسد این وضعیت عوض شده. 


 ماجرای سخنان بهروز محرم اف

کمیسیون انضباطی پارلمان جمهوری آذربایجان روز ۱۷ آبان بهروز محرم‌اف نماینده پارلمان ملی این کشور را به خاطر اظهاراتش در مورد روابط ایران و ارمنستان توبیخ و اعلام کرد که این اظهارات منعکس کننده نظرات پارلمان نیست. در این موضع‌گیری که در رسانه‌ها، و از جمله در حساب توییتری عباس موسوی سفیر جمهوری اسلامی در آذربایجان هم انعکاس یافت آمده بود سخنان محرم‌اف با روح روابط دوستانه و حسن همجواری میان ایران و آذربایجان در تضاد است. کمیته انضباطی مجلس گفته بود محرم‌اف، به عنوان نماینده مجلس، وظیفه دارد در موضع‌گیری هایش مسئولانه سخن بگوید و منافع ملی آذربایجان را همه جا درنظر آورد!

 حکمت حاجی اف دستیار رئیس‌جمهور آذربایجان هم در توییتی خطاب به سفیر ایران در آذربایجان از قول الهام علی‌اف نوشته بود رئیس‌جمهور آذربایجان اهمیت بسیاری برای روابط با ایران قایل است و آذربایجان قدردان حمایت اخیر جمهوری اسلامی از تمامیت ارضی آذربایجان در سطح عالی‌ترین مقامات است.

نتیجه این فشارها عذرخواهی محرم‌اف از موضع‌گیری اولیه‌اش بود. او در یک عقب‌نشینی آشکار گفت که تعهد می دهد در موضع گیری‌هایش در خط رئيس‌جمهور علی‌اف حرکت کند و از این راه، که راه قدرتمند شدن آذربایجان به تعبیر اوست، منحرف نشود.

محرم اف چه گفته بود؟

جرم محرم‌اف موضع‌گیری در برابر مواضع رهبر ایران بود. علی خامنه ای در بخشی از سخنرانی  ۱۳ ام آبان خود، بر «آزادی سرزمین‌های آذربایجان» از تصرف ارمنستان تاکید کرده بود و در عین حال گفته بود «امنیت ارامنه در این سرزمین‌ها و رعایت مرزهای بین‌المللی از جانب دو طرف باید حفظ شود.» این سخنان، که البته یادآور مواضع قبل‌تر نمایندگان ولی فقیه در چهار استان ترک‌کشین ایران بود، از سوی بسیاری به عنوان حمایت از پیش‌روی جمهوری آذربایجان در قره باغ تلقی شد، تا جایی که لیلا عبدالله‌ یوا، سخنگوی وزارت خارجه آذربایجان در توییتی از آن قدردانی کرد. رهبر جمهوری اسلامی در بخش دیگری از سخنانش در ۱۳ آبان گفته بود: «اگر چه بعضی‌ها حضور تروریست‌ها را انکار می‌کنند اما گزارشهای قابل اطمینان وجود دارد که یکسری از تروریست‌ها از مناطق مختلف وارد این ماجرا شدند. اگر این تروریست ها در نزدیک مرز ایران باشند و احساس خطر شود با آنها برخورد قاطع خواهد شد.» علی خامنه ای اشاره ای به تروریست‌های مورد نظرش نکرده بود، ولی به نظر می رسد منظور او گزارش‌ها در مورد حضور جنگجویان سوری مخالف بشار اسد برای نبرد در حمایت از جمهوری آذربایجان در جنگ قره باغ بود.

محرم‌اف که حقوق خوانده در اجلاسی در حاشیه مجلس آذربایجان در ۱۶ آبان در واکنش به سخنان خامنه‌ای گفته بود اینکه رهبر جمهوری اسلامی می‌گوید قره باغ متعلق به خاک آذربایجان است، کار شاقی نکرده، چون قره باغ طبق حقوق بین الملل متعلق به آذربایجان است و اینرا همه می‌دانند. او همچنین ایران را متهم به حمایت از ارمنستان در نبرد قره باغ کرده و گفته بود امیدواراست جمهوری اسلامی که به وجود تروریست‌ها در مرزش حساس است، جلوی ورود تروریستهای پ ک ک از خاک خود به ارمنستان، برای کمک به جدایی‌طلبان ارمنی را هم بگیرد.

جمهوری آذربایجان و ایران: از تخاصم تا همکاری نسبی

به نظر می رسد که پیش‌روی جمهوری آذربایجان در قره باغ بدون نوعی چراغ سبز ایران، و البته حمایت همه جانبه ترکیه، ممکن نبوده است. بر خلاف سی سال قبل که ارمنستان، به سبب حمایت روسیه و غرب دست بالا را در نبرد قره باغ داشت، امروز این کشور در موضع ژئوپولتیک ضعیف‌تری قرار دارد و مجبور به قبول این آتش بس شد.

ایران با حداقل ۲۵ میلیون ترک آذری همیشه متهم بوده به حمایت از ارامنه در مناقشه قره باغ. حالا به نظر می‌رسد در نتیجه فشار مطالبات سی ساله فعالین مدنی و هویت‌طلب آذربایجان جنوب ارس، حاکمان ایران در مواضع سنتی خویش قدری تجدید نظر کرده‌اند.

جمهوری اسلامی که همیشه ادعای حمایت از شیعیان در سراسر جهان را داشته به تدریج متوجه شده  بدون همدلی با بازپسگیری قره باغ بدست آذربایجان شانسی برای گسترس نفوذ خود در میان قشر مذهبی جمهوری آذربایجان ندارد. بسیاری طلاب ترک آذری از شمال ارس در این سال‌ها ساکن ایران و قم بوده اند و درعین حال با سئوالات جدی در مورد چرایی سکوت مقام‌های مذهبی جمهوری اسلامی در مورد بازپسگیری قره باغ داشته اند و به نظر می‌رسد این ابهامات در طول این سال‌ها به طرق مختلف به گوش مقام‌های جمهوری اسلامی، از جمله سید علی خامنه‌ای، رسیده است.

در طرف جمهوری آذربایجان هم سیاست ایده آلیستی و رمانتیک ابوالفضل الچی‌بیگ، نخستین رئیس‌جمهور آذربایجان پس از استقلال، درمورد یکپارچگی آذربایجان‌های دو سوی ارس جای خود را به سیاست پراگماتیستی‌تر الهام علی‌اف در مورد روابط با همسایگان داده است. گفتمان ترک‌گرای الچی‌بیگ در دل ملی‌گرایان فارسگرا در ایران ترس می‌انداخت و باعث دور شدن بخش مهمی از افکار عمومی ایران در همدلی با جمهوری آذربایجان درمسئله قره با‌غ می شد. به نظر می‌رسد که گذر زمان و تحمیل شرایط رئال پولتیکی منطقه قفقاز نگاه سیاست‌مداران دوکشور در رابطه باهم را قدری پخته تر کرده است. البته بحث در مورد کارنامه  تاریک علی خامنه ای و الهام علی‌اف (و البته سیاستمداران ارمنی و روس) در مورد دموکراسی و سیاست داخلی مجال‌های دیگری می‌طلبد. 

توضیح: این مقاله پیشتر در رادیوزمانه منتشر شده است.

۱۳۹۹ آبان ۷, چهارشنبه

مناقشه قره باغ را نمی توان بدون در نظر گرفتن برادری ترکان دوسوی ارس فهمید

  

در هفته های گذشته، همزمان با انتشار خبر تصرف مناطق مرزی قره باغ کوهستانی با ایران بدست نیروهای آذربایجان، ویدئوهای متعددی در فضای مجازی در مورد حمایت مردم آذربایجان ایران، خصوصا بخشی از جوانان، از پیشروی نیروهای جمهوری آذربایجان و عقب نشینی متقابل ارامنه از این مناطق منتشر شد. در یکی از ویدئوها مردی نشان داده می شود که سازی در دست دارد و آوازی مربوط به حماسه ترکی کوراوغلو را سر می دهد. ویدئوهای دیگری هم، از جمله در میان هواداران تیم فوتبال تراکتور تبریز، در مورد شادی مردم در جنوب ارس از پیشروی ارتش آذربایجان در شمال ارس منتشر شده است. 

در ۲۲ اکتبر الهام علیف رییس‌جمهور آذربایجان توئیت زد و نوشت که با تصرف روستای آغ‌بند مناطق مرزی با ایران در قره باغ به کل از کنترل نیروهای وفادار به ارمنستان خارج شده است.

همزمان با عملیات نظامی جمهوری آذربایجان برای بازپس‌گیری مناطق تحت تصرف جدایی‌طلبان ارمنی در قره باغ، فراخوان‌های متعددی از سوی فعالان مدنی آذربایجانِ ایران منتشر شد و در پیامد آن چندین تجمع‌ اعتراضی در شهرهای مختلف ترک‌نشین ایران برگزار شد. معترضان که به آنچه حمایت لجستیکی جمهوری اسلامی از ارمنستان و استفاده روسیه از حریم هوایی و زمینی ایران برای انتقال سلاح به ارمنستان می‌خواندند معترض بودند، خواستار بسته شدن گمرک مرزی نوردوز در مرز ایران و ارمنستان بودند، یعنی مهم‌ترین راه ارتباطی ایران و ارمنستان. طبق گزارش‌ها تنها در تجمع ۲۷ مهرماه تبریز دست‌کم ۳۰ تن از فعالین مدنی از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

پیشروی نیروهای آذربایجان در مناطق مرزی ایران همزمان بود با ابراز نگرانی برخی طیف‌های ناسیونالیست و اصطلاحا پان‌ایرانیست در ایران از مجاورت بیشتر ایران با جمهوری آذربایجان و در نهایت استقرار یک تیپ مکانیزه سپاه پاسداران ایران در منطقه مرزی خداآفرین. در سرمقاله روزنامه اصلاح طلب مردم سالاری به تاریخ ۱۳ مهر نگرانی امنیتی از بزرگ تر شدن مرز ایران با آذربایجان و افزایش همجواری دوکشور به حدود ۱۳۰ کیلومتر اینگونه منعکس شده و آمده بود خاطره ایران از رهبری آذری‌ها در دهه ۱۹۹۰ (دوران ریاست جمهوری ابولفصل الچی بیگ، نخستین رئیس‌جمهور غیرکمونیست آذربایجان) خاطره خوبی نیست و «قرار گرفتن در برابر یک همسایه قدرتمند و بالقوه تهدیدآمیز که با دشمن قسم خورده یعنی اسرائیل هم در ارتباط است» بر خلاف منافع امنیت ملی ایران محسوب شده بود. در همین سرمقاله از قول یک استاد علوم سیاسی آمده بود روسیه و ایران هر دو نگران این مساله هستند که جمهوری آذربایجان، اگر بتواند ارمنستان را در منازعه قره باغ شکست دهد، «در آینده به یک پایگاه ناتو در دریای خزر تبدیل شود». تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

 


برندا شیفر و برادری آذربایجانیان دو سوی ارس

یکی از افرادی که در سالهای اخیر در حوزه آذربایجان پژوهی فعال بوده برندا شیفر است، که پیشتر و برای مدتی رئیس پژوهشکده دریای خزر در دپارتمان علوم سیاسی دانشگاه هاروارد بوده. عنوان رساله دکتری شیفر «شکل‌گیری هویت جمعی در آذربایجان ایران در پی انقلاب اسلامی ایران و فروپاشی شوروی» است که بعدا خلاصه ای از آن در پاییز ۲۰۰۰ به صورت مقاله ای با عنوان «شکل‌گیری هویت جمعی در آذربایجان ایران» در نشریه علمی-پژوهشی مطالعات ملیت‌ها[1] منتشر شده و به فارسی هم ترجمه شده است. کتاب دیگر شیفر که در ایران اجازه نشر نیافته «مرزها و برادری: ایران و چالش‌ هویت آذربایجانی» است که به ریشه های ارتباط و برادری آذربایجانیان دو سوی رود ارس و احساس آنها در مورد یک ملت واحد بودن در طول دو قرن می پردازد. طبق نگاه شیفر و همفکران او در میان هویت‌طلبان آذربایجانی ریشه احساس نزدیکی ملی ترکان دو سوی ارس به ابتدای قرن نوزده میلادی باز می گردد، زمانی که با شکست ایران قاجار در برابر روسیه سرزمین آذربایجان میان ایران و روسیه (بعدها اتحاد جماهیر شوروی) تقسیم شد. آثار شیفر در مورد آذربایجان پژوهی شایسته تامل و جدی گرفته شدن از سوی علاقمندان و صاحب‌نظران این حوزه است و نویسنده امیدوار است در آینده در مورد آنها بیشتر بنویسد.

 

برخی ملاحظات

وضعیت مناقشه قره باغ پیچیده است، ولی بدون تردید نمی توان آنرا بدون درنظر گرفتن برادری میان مردم آذربایجان در دو سوی ارس فهمید. البته که مناقشه دو سو دارد و برای رعایت موازین انصاف، خصوصا در حوزه پژوهش آکادمیک، روایت طرف ارمنی را هم باید شنید. ظلم‌هایی که به صورت تاریخی از سوی امپراطوری عثمانی به ارامنه شده هنوز در خاطره ایشان زنده است، ولی متاسفانه به نظر می رسد این ظلم‌های تاریخی دستاویزی شده برای حکومت کنونی ارمنستان برای توجیه ادامه کنترل مناطقی که بر اساس قطع‌نامه های سازمان ملل متعلق به طور قطعی به خاک جمهوری آذربایجان تعلق دارند. آنچه که نباید فراموش کرد آنست که در گذشته تاریخی منطقه قره باغ و کلا قفقاز نوعی چندفرهنگ‌گرایی و تنوع قومی-دینی جدی وجود دارد که متاسفانه با غلبه ایده دولت-ملت در قرن بیستم و مظالم و تنگ‌نظری‌های مرتبط با آن تاحد زیادی تضعیف شده. به باور صاحب این قلم برقراری صلح در منطقه قره باغ بدون احیای درجه ای از مداراجویی و چندفرهنگی‌گرایی که امکان زیست مسالمت‌‌آمیز و البته عدالت‌محورانه ترکان و ارامنه در کنار هم را ممکن کند، ناممکن به نظر می رسد. بسیاری از قطع‌نامه های اجرا نشده سازمان ملل در مورد مناقشه قره‌باغ در سی سال گذشته بر لزوم نوعی رویکری چندفرهنگی و چندهویتی و چندزبانی در منطقه تاکید دارند.

توضیح: این مقاله پیشتر در زمانه منتشر شده است.




[1] Nationalities Papers

۱۳۹۵ مرداد ۲۷, چهارشنبه

بشار اسد و همدلی ملی‌گرایان

به نظر من آن گروهی در میان ایرانیان که حامی سرسخت اسد هستند و مدافع قراردادن پایگاه نوژه دراختیار روسیه برای بمباران حلب و شمال سوریه، خون سوریان برایشان کم ارزش تر از خون ایرانیان است.

در نظر اینها منافع ملی ایران (در تفسیر خودشان) بر خون سوریها ارجحیت دارد و برابری میان نژادها معنایی ندارد، گرچه ممکن است به خاطر رودربایستی صریحا این عدم اعتقادشان به برابری را بیان نکنند. در مورد اینکه چه مقدار کشتار در سوریه را اسد کرده و چه مقدار مخالفان من جمله داعش منابع بسیاری به زبانهای غیرفارسی در اینترنت هست که این گروه خیلی راحت بدان مراجعه نمی ‌کنند. توجیهش را هم از قبل در آستین دارند: آن آمارها، که به زبانهای انگلیسی و آلمانی و ترکی و عربی و فرانسه هستند، را دشمنان ایران اعم از عربستان سعودی یا ترکیه یا غربیها درست کرده اند ‌و در نتیجه اعتباری ندارند. نوعی بومی‌گرایی در مورد "دانش" در پس نگاه ایشان است. فهم این گروه از "سکولاریسم" هم (که اسد را سکولار می خوانندش) مخدوش و بدوی است. مگر هیتلر و استالین و موسولینی سکولار نبودند؟ ترکیب ملی‌گرایی و ضدیت با غرب می‌تواند به نتایج فاجعه‌بار ضدحقوق بشری بینجامد.

۱۳۹۵ تیر ۲۷, یکشنبه

چرا جریان گولن در کودتا شکست خورد؟

کودتای نافرجام 15 ژوئیه را نمی شود فارغ از ساختار شبکه‌ای بسیار خاص جریان گولن، روش عضوگیری رازنگهدارانه آن و اختلافات میان جریانات اسلامگرا در درون ترکیه در چهار دهه گذشته فهمید.

از سالها قبل میان جریان اسلامگرای نگاه ملی (ملی گوروش) به رهبری اربکان که عدالت و توسعه اردوغان از دل آن برآمدند، و جریان نورچی گولن اختلافات مهمی در جهان بینی وجود داشته و یکدیگر را رقیب هم می دانسته اند. این اختلافات با ماجرای پرونده رشوه و پولشویی 17 دسامبر سرباز کرد، ولی کودتای پریشب که ظاهرا نظامیان وفادار به گولن آنرا سازماندهی کرده بودند، اوجش بود. عامل شکست جریان گولن در این سالها نخبه گرایانه بودن آنست؛ اینکه نهایتا با 3-4 درصد مردم ترکیه ارتباط دارد. برخلاف اردوغان که حزب رسمی دارد، مستقیم و شفاف با عامه مردم سخن می گوید، و در صورت لزوم آنها را در خیابان در پشتیبانی خود بسیج می کند. همین ارتباط آشکار و مستقیم با مردم راز پیروزی اردوغان بر حریف اسلامگرای دیگر است. جریان گولن چون ارتباط مستقیم با مردم ندارد در این سالها کوشیده از طریق حرکت دادن مهره‌های خود (قبلتر در میان قضات و اینبار آخر در ارتش) بازی کند، و همین سبب شده هربار شکست بخورد.

۱۳۹۵ تیر ۲۲, سه‌شنبه

جنگ سوریه و ناسازگاری‌اش با منافع ملی درازمدت ایران

به نظر من سیاستهای ایران در حمایت مطلق از اسد در جنگ سوریه در درازمدت بر ضد منافع ملی ایران است.

من اجازه دادن فرانسه برای اینکه سازمان مجاهدین یکی از بزرگترین گردهمایی‌هایش را با حضور برخی سیاسیون بازنشسته ولی مطرح بر ضد ایران برگزار کند، قدری ناشی از نارضایتی فرانسه از سیاست جمهوری اسلامی در سوریه می بینم. خوب است حملات پاییز گذشته در پاریس را به یاد بیاوریم، و اینکه بمبگذاران از سوریه وارد اروپا شده بودند. جنگ سوریه امنیت همه دنیا را به خطر انداخته است. اینکه تیره شدن شدید رابطه ایران و عربستان که در سخنان ترکی فیصل در گردهمایی مجاهدین تجلی بارز داشت هم بخش مهمی اش ناشی از اختلاف نظر برسر سوریه است، بر کسی پنهان نیست. آشتی ترکیه با اسرائیل هم را هم باید دقیقا در این بستر فهمید. سیاست جنگی در منطقه دوستی برای ایران، جز روسیه و اسد و حزب الله، باقی نگذاشته است.

۱۳۹۵ تیر ۱۸, جمعه

در رثای عباس کیارستمی

نام عباس کیارستمی را نه تنها در تاریخ سینمای ایران، که در تاریخ فلسفه آن هم خواهند نوشت. «فلسفه سینمای عباس کیارستمی» و هستی‌شناسی خاص او همیشه منبعی خواهد بود که ما دانشجویان فلسفه در موردش تامل کنیم و از آن بیاموزیم.

نگاه او جهانشهری بود و تلفیقی از فلسفه‌های شرق و غرب. حتی در پیری و به رغم شهرت دچار رکود نشد و دنبال تجریه‌های تازه بود. در ترکیه هم سینمای ایران را با نام او می شناسند و سبک فیلمسازی متفاوت نوری بیلگی جیلان متاثر ازاوست. یادش گرامی باد. کاش آزادی بیشتری برای ساختن فیلمهای نو در وطنش داشت.