‏نمایش پست‌ها با برچسب پارس. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب پارس. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ خرداد ۲۸, شنبه

پارسی به جای فارسی، تورکی به جای ترکی

من وقتی در نوشتار قبلی بجای ترک از تورک استفاده کردم،با دو نوع واکنش کاملا ضد هم مواجه شدم. عینا متن کامنت هائی را که در اینجا یا فیس بوک در مورد این استعمال زبانی دریافت کردم را می آورم. بحث بسیار جالبی درگرفت.

کامنت های دسته اول از برخی دوستانم (با اجازه آنها کامنت ها را اینجا بدون ذکر نام منتشر می کنم. محتوای این کامنت ها مهم است و اینکه چه کسی کدام کامنت را داده کاملا بی ربط است. چون بدون ذکر نام است به خودم اجازه آوردن شان اینجا را دادم. پوزش می خواهم که به خاطر انتشار سریع مطلب نشد اجازه بگیرم):

1- به قول دوستان واو ناسیونالیستی است.

2- فکر کنم به عنوان فلسفه خوانده قبول داری که استدلالت ایراد زیاد داره. اگر این طور می بود قواعد زبان، همه باید به آلمان می گفتیم دویچسلند یا جرمنی، و خیلی نمونه های دیگه.

3- میثم من هم مدتهاست که نوشته هایت درباره قومیت ها و..غیره را می خوانم  ...روز به روز می بینم برخلاف ظاهر سخنانت که دم از میانه گیری و..می زنی ناخودآگاه برساخته های پان ترکیسم را گسترش می دهی. برای نمونه همین بحث جوک گویی که همواره از ترکها می گویی اما نگاه نمی کنی که برای بیشتر فارسها هم جوک ساخته می شود یا برای رشتی ها و لر ها و...دیگر آنکه هر چیز بی ربطی را مانند پان ترکها به به جستار ترک فارس و..ربط می دهی. برای نمونه رابطه ارمنستان با ایران یا خشکیدن دریاچه ارومیه را بی توجه به بی بنیادی دوای های پان ترکها گسترش می دهی. حکومت ضد ایران و فارس را همانند پان ترکها حکومت پان فارسیسم می خوانی بی آنکه دلیلی بیاوری و این همه ضدیت حکومت با فارس و ناسیونالسیم ایرانی و ..را ببینی. به نگرم تا اندازه زیادی شیوه و گونه داوی هایت بیشتر پان ترکیستی است تا میان گیری و..

4-عزیز من 1000 سال است فارس ها به تورک ها می گن ترک به کورد ها هم می گن کرد. تازه تورک هم نیست تؤرک است. ترک خواند تؤرک ها چه ربطی به توهین دارد؟ در زبان فارسی مصوت ؤ وجود ندارد و اصلا تؤرک نمی توان گفت و یا نوشت . گاهی واقعا حرفایی ناامید کننده ای می زنی. یا این حساب به لهستان هم بگوییم پولسکا چون خودشان اینگونه می گویند! یا مثلا ترک ها به جای یونانستان همان نامی را بکار ببرند که خودشان می گویند!

پاسخ من به کامنت های بالا همان نکاتی است که در انتهای نوشتار قبلی بصورت پی نوشت آورده ام و البته می توان آن مطالب را بعدها در یادداشتی دقیق تر و کامل تر کرد. در جواب یکی از این کامنت ها به خلاصه نوشتم:

" تورک نوشتن من بجای ترک برای اعتراض به این جک های مزخرفی و نفرت انگیزی که به نام ترک در ایران ساخته اند. کسانی که این جک ها را ساخته اند و می سازند اصلا متوجه نیستند دارند با آتش بازی می کنند و وحدت ایران را به خطر می اندازند. قیام مردم تبریز 5 سال پیش نمونه اش. خوب من هم چون بار کلمه "ترک" در زبان فارسی به خاطر همین جک ای نژادگرایانه منفی شده، ترجیح می دهم از کلمه "تورک" استفاده کنم که خطابی است که خود این قوم در مورد خودشان به کار می برند. البته که این مسئله انتخابی است و ممکن است کسی کلمه ترک را بپسندد."

ولی جالب است بدانید نوع کاملا متفاوتی از کامنت هم دریافت کردم (و احتمالا باز خواهم کرد) که کاملا در نقطه مقابله کامنت های بالا است. این کامنت در دوقسمت از قرار زیر بود:

- درباره ی نام اشخاص و ملیتها ....تورکها خودشان را تورک خطاب میکنند و کوردها هم کورد. تا جایی که میدانم لرها هم در نوشته ها و گفتارشان خود را لور مینامند. این گونه نوشتن نام آنها منطقی ست. ولی بر فرض اینکه قوم فارس کنونی ادامه تاریخی پارسهای باستان باشد که نیست، فارسها خود را پارس و زبانشان را پارسی خطاب نمی کنند. بنابراین پارسی خطاب کردن فارسها چندان منطقی به نظر نمی آید.

پاسخ من به کامنت بالا از قرار زیر بود که قسمت هائی از آن پاسخ به کامنت های دسته اول هم هست (بخش های بی ربط به این یادداشت را از پاسخ حذف کردم):

-من چون از هیچ ملیت گرائی ای بطور ویژه دفاع نمی کنم. به عبارت دیگر چون به ملیت های تورک و پارسی و کورد به یک اندازه علاقه دارم، نوعی نگاه جهان شهری درعین احترام به هویت های منطقه ای.....در مورد انتخاب پارسی یا فارسی هم من پارسی را ترجیح می دهم. پارس ها همان قدر ارتباط با تمدن پارسی دارند به نظرم که تورک ها با تمدن باستانی تورکی. یعنی اگر انتظار داشته باشم پارسی یا تورکی به شکل خالص (اگر خالص معنا و ارزشی داشته باشد) 2000 سال قبل بیابیم، البته نه پارسی معنا دارد، نه تورکی و نه بسیاری دیگر از قومیت ها و ملیت های جهان که در طول تاریخ دوهزارساله اخیر بسیاری ازدواج ها با هم کرده اند و آمیخته شده اند. من پارسی را با همان منطق تورک و ترک بر فارسی ترجیح می دهم. واضح است تبدیل پ به ف بر اساس ساخت زبان عربی صورت گرفته که در آن ف وجود ندارد. البته من با اینکه تورکی خودش را ترک و پارسی خودش را فارس بخواند هیچ مشکلی ندارم و این مسئله کاملا فردی و انتخابی و سلیقه ای است به نظرم.

دوستی که کامنت گذاشتند برایم دوباره نوشتند (باز با حذف قسمت های نامربوط به این بحث خاص):

- مساله تورک و ترک اساسا با مساله ی پارس و فارس متفاوت است. ملت فارس اساسا هیچ گونه ارتباطی اعم از زبانی، فرهنگی و مذهبی و ... با قوم پارسی منقرض شده در هزاره های پیشین ندارد. زبان فارسی کنونی هم هیچ ارتباط مستقیمی با زبان قوم پارس ندارد. به عبارت بهتر زبان فارسی ادامه ی تاریخی زبان پرسهای باستان نیست. زبان فارسی آمیخته ای ست از زبانهای ایرانی غیرفارسی (سغدی و خوارزمی و ..) و عربی و تورکی و .. . این زبان در آسیای میانه و شمال افغانستان پدید آمده و تکوین شده، سپس وارد ایران شده است. فارسهای کنونی هم از امتزاج اقوام سامی و تورکی و بومیان دیگر ایران تشکیل شده اند. فلذا یکی گرفتن پارسی و فارسی نمیتواند صحیح باشد.

در نهایت جواب من از قرار زیر بود:

اجازه بدهید باز با نظرتان در مورد زبان پارسی/فارسی موافق نباشم. اگر بخواهیم استدلال شما مبنی بر آمیختگی زبان پارسی پس از اسلام با زبانهای دیگر به خصوص عربی و مقداری سغدی و بقیه را ملاک این بگیریم که فارسی امروز ربطی به پارسی باستان ندارد، همین گونه می شود استدلال کرد تورکی امروز ربطی به تورکی تورکان آسیای میانه که از شرق چین تا تورکمنستان گسترده است ندارد، چون فراوان درش لغات عربی و فارسی یافت می شود، که به نظرم سخنی بی ربط است. شما بهتر از من می دانید که به خاطر میراث دوران سلجوقی که به عثمانی رسید و عوامل دیگر بسیاری از لغات فارسی وارد زبان تورکی (به خصوص تورکی عثمانی) شده اند که در زبان روزمره هم بسیاری شان را به کار می بریم. شما اگر سری به کتابخانه سولیمان قانونی در استانبول بزنید، کنار مسجد سلمانیه، خواهید دید بسیاری کتب فارسی و عربی در کتابخانه عثمانی ها وجود داشته و اصولا فارسی یکی از سه زبان دربار تورکان عثمانی بوده است. اکثر لغات عربی موجود در تورکی امروز ابتدا در زمان ورود اسلام به ایران وارد پارسی شده اند و سپس از فارسی وارد تورکی،به خصوص تورکی سلجوقی و عثمانی، وقتی تورک ها اسلام آوردند. این مسئله با دقت در ترکیب لغات عربی موجود در زبان تورکی امروز چندان مشکل نیست تائیدش. به هر حال تاجائی که من می دانم هیچ زبان شناس منصفی نمی گوید زبان پارسی امروز (یعنی پارسی بعد از اسلام) ربطی به زبان پارسی پیش از اسلام ندارد. مگر اعراب که ایران آمدند نسل کشی کردند که زبان پارسی پیش از اسلام نابود شده باشد و اثری از آن در فارسی امروز نباشد؟! متن زیر برگرفته از مدخل تورکی عثمانی ویکی پدیا است و شاهد ادعای بنده در مورد ورود لغات عربی ابتدا به فارسی و از طریق فارسی به تورکی عثمانی:


"As in most other Turkic languages of Islamic communities, initially the Arabic borrowings were not the result of a direct exposure of Ottoman Turkish to Arabic, a fact that is evidenced by the typically Persian phonological mutation of the words of Arabic origin.[2][3][4] The conservation of archaic phonological features of the Arabic borrowings furthermore suggests that Arabic-incorporated Persian was absorbed into pre-Ottoman Turkic at an early stage, when the speakers were still located to the northeast of Persia, prior to the westward migration of the Islamic Turkic tribes. An additional argument for this is that Ottoman Turkish shares the Persian character of its Arabic borrowings with other Turkic languages that had even less interaction with Arabic, such as Tatar and Uygur.

In a social and pragmatic sense, there were (at least) three variants of Ottoman Turkish:

Fasih Türkçe (Eloquent Turkish): the language of poetry and administration, Ottoman Turkish in its strict sense;
Orta Türkçe (Middle Turkish): the language of higher classes and trade;
Kaba Türkçe (Rough Turkish): the language of lower classes.

A person would use each of the varieties above for different purposes. For example, a scribe would use the Arabic asel (عسل) to refer to honey when writing a document, but would use the native Turkish word bal when buying it".

این بحث ها بحث های بسیار مهمی هستند. کامنت های مخالف هم نشان می دهند جامعه ما از نظر فکری در بحث قومیت ها بسیار متکثر و شقه شقه است. تفاوت نظر طبیعی است. به قول راولز نتیجه ساختار قوای ذهنی آدمی است. فقط لازم است این تکثر به قول همان راولز معقول بماند. یعنی گروههائی که از نظر فکری متفاوتند، یعنی نویسندگان دسته کامنت اول و دوم، حوصله شان سر نرود، بلکه با هم "گفتگو" به معنای دقیق کلمه کنند. استدلال های همدیگر را آنطور که هست، نه آنطور که در ذهن شان پیش خود تصور کرده اند، بشنوند وبا هم تبادل نظرکنند.