‏نمایش پست‌ها با برچسب خودشناسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خودشناسی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ آذر ۱۸, دوشنبه

"خودت باش" یعنی چه؟

به روایتی شاید بتوان مهم ترین فضیلت اخلاق فردی را "خودت باش" دانست. در تصوف خودمان هم "خودت باش" فضیلت روح محسوب می شود. منتهی بسته به اینکه تئوری ما در مورد "سرچشمه های خود" (the sources of the self به تعبیر چارلز تیلور در کتابی به همین نام) چه باشد، خود بودن هم معنانی متفاوتی خواهد داشت. در تصوف، به عنوان ابن عربی یا مولانا، متافیزیک دینی غلیطی همراه با مفهوم خود عرضه می شود. خود متعلق به عالم علوی است، که در علم سفلی به دام افتاده است و باید به اصل خویش بازگردد. 



نظریه های مدرن روانشانسی و جامعه شناسی و زیست شناسی و حتی ملی گرایی و چندفرهنگ گرایی، البته تعاریف دیگری در مورد سرچشمه های خود دارند که اگر آنها مبنا قرار دهیم، فضیلت خود بودن هم معنانی متفاوتی خواهد داشت. بنابراین برای اینکه خودمان باشیم، احتیاج به یک تئوری منقح و سازگار در مورد خود داریم.

۱۳۹۲ آبان ۱۹, یکشنبه

در نفیِ غفلت از خودشناسی

خودشناسی، علمی خیلی مهم و کاربردی است، گرچه کمتر بدان توجه می شود. قدری که من می فهمم اخلاقی و سالم زیستن بدون خودشناسی ممکن نیست. به نظرم آموختن علمی آن را حتی باید وارد برنامه درسی مدارس کرد تا افراد بیاموزند چگونه بدون کمک دیگران مسائل روانی خود را تحلیل و تا حد امکان حل کنند.


خود من در خودشناسی معتقد به روشی تلفیقی هستم: تلفیقی از روشهای خودشناسی برآمده از روانشناسی جدید، مثلا فروید و شاگردانش در مکتب روانکاوی، حتی آموزه های داروین، رفتاردرمانی...، و نیز روشهای کهن خودشناسی و مراقبه ،خصوصا برآمده از مکاتب هندی، ذن و بودیسم، و نیز تصوف خودمان. در روشنفکران معاصر ایرانی جدی ترین توجه ها به خودشناسی را مصطفی ملکیان کرده است. خودشناسی جزئی اساسی از پروژه عقلانیت و معنویت او است.